اندیشه والا








تیر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو









آمار


  • امروز: 47
  • دیروز: 6
  • 7 روز قبل: 69
  • 1 ماه قبل: 1372
  • کل بازدیدها: 141288



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه



     
      داستان اعمال ام داوود ...

    اعمال ام داوود

     فاطمه دختر عبدالله بن ابراهیم و همسر حسن مثنی- از فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام - که بخاطر نام پسرش معروف شد به ام داوود. او مادر رضاعی امام صادق علیه السلام بود.

    در روزگار حکومت منصور دوانقی و اختناق آن زمان ،  لشکری به سوی مدینه فرستاده شد و در درگیری این لشکر با  محمدبن عبدالله بن حسن مثنی، او و برادر او ابراهیم را کشت . در این درگیری عبدالله محض پدر محمدو ابراهیم  و تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر شدند ،از جمله افرادی که بند کشیده شدند داوود فرزند فاطمه بود.زندانی ها از مدینه به بغداد منتقل شدند ودر  سیاه چال منصور دوانقی زندانی شدند.

    ام داوود نقل می کند: مدتی گذشت و من از سرنوشت پسرم بی خبر بودم. گاهی خبر از مرگ او را می آوردند و گاهی خبر از گرفتاری او در زندان های مخوف بغداد. روز به روز به غم جانکاهم افزوده می شد و از هر مومنی می شناختم درخواست دعا برای برگشت فرزندم می کردم؛ اما نتیجه ای حاصل نشد.

    روزی خبر رسید که امام صادق علیه السلام بیمار شده اند و من برای عیادت ایشان وارد منزلشان شدم. امام علیه السلام وقتی حال مرا دیدند، از وضعیت داوود پرسیدند. با گریه و آه عرض کردم : پسرم در سیاه چال های منصور زندانی است و من از سرنوشت او خبری ندارم. به امام صادق علیه السلام عرض کردم که برای داوود که برادر رضاعی شماست دعا کنید.

    امام « علیه السلام » وقتی حال مرا مشاهده نمودند، فرمودند: چرا دعای استفتاح نخواندی ؟ مگر نمی دانی که با این دعا ،درهای آسمان گشوده می شود و فرشتگان الهی مژده اجابت را برای دعا کننده می اورند. هیچ حاجتمند و درد مند و دعا کننده ای مایوس نمی شود ،و خداوند هم پاداش این دعا را بهشت قرار داده است ؟

    با شنیدن این خبر، به امام علیه السلام عرض کردم  : مولای من این کدام دعاست و چه آدابی دارد؟ در ادامه امام صادق « علیه السلام » فرمودند: ام داوود! ماه رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می شود، وقتی ماه رجب رسید ، سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را ،که ایام بیض نام دارد ،روزه بگیر ، نزدیک ظهر پانزدهم غسل کن ،هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده و…

     حضرت علیه السلام اعمال را با اداب کامل تعلیم داد.ام داوود نقل می کند:  دستور  اعمال را از امام صادق علیه السلام گرفتم و راهی منزل شدم.

    وقتی ماه رجب  رسید، برطبق دستور ایشان عمل کردم. شب شانزدهم از نیمه گذشته بود ،پیغمبر « صل الله علیه و آله » و جمعی از فرشتگان و پیامبران و صالحانی را که برای آنها دعا و رحمت فرستاده بودم ، در خواب دیدم ،رسول خدا « صل الله علیه و آله » به من فرمود : ای ام داوود این جماعتی را که مشاهده می کنی ،شفیعان تو هستند، برای تو دعا کرده اند و مژده می دهند که ،حاجت تو برآورده شده است ،خداوند تو را مشمول رحمت خود قرار داده ،محفوظ می دارد ، فرزند تو را هم حفظ می کند ،و او را سالم به آغوش تو برمی گرداند .

    صبح همان روز به خاطر وعده پیامبر نور امیدی که در دل غم زده ام روشن شد. چند روزی گذشت و من همچنان امیدوار بودم. یک روز ناگاه در خانه باز شد ،و فرزندم بر من وارد شد.

    از او درمورد آزادیش پرسیدم  و او توضیح داد : مادر !من در زندان بغداد بودم ،دست و پایم را به بند کشیده بودند ، روزگار تلخ و درد ناکی داشتم ، اما همین که نیمه رجب گذشت ، شب شانزدهم در خواب دیدم ، ناهمواری ها ی زمین برایم هموار شده ، وتو را دیدم که روی قطعه حصیری نشسته بود ی ونماز می خواندی و برایم دعا می کردی واطراف تو را چند نفر گرفته و بادست و سر بسوی آسمان ، در حال تسبیح وذکر خدا بودند ، می توانم ببینم . و آن شخصیت نورانی را هم که فهمیدم جد ما رسول خداست مشاهده کردم ،و به من هم فرمود : ای پسر پیر زن صالح !ناراحت نباش ، خداوند دعای مادرت را در حق تو مستجاب گردانیده است .

    همین که از خواب بیدار شدم ،ماموران زندان آمدند ،سراغ مرا گرفتند ، همان شبانه مرا منصور بردند. او دستورداد غل و زنجیر از دست و گردنم باز کردند ، مبلغ ده هزار دینار به من داد ، مهربانی و شفقت کرد ،ماموران او همان شبانه مرا به شتری سوار کردند ،و به مدینه رساندند.

    فاطمه نقل می کند: داوود را نزد امام صادق « علیه السلام » بردم ،وحضرت به او فرمودند:  علت آزادی تو از زندان این بود که ، منصور دوانیقی، علی « علیه السلام » را در خواب دیده بود ، و آن حضرت فرموده بود : اگر فرزند مرا آزاد نکنی ، ترا در آتش خواهم انداخت ،منصور هم در حالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می کرد ،ناچار به آزادی تو اقدام کرد !

     ام داوود می گوید  پسرم : از امام صادق « علیه السلام » سوال می کند  آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می توان خواند ؟ حضرت پاسخ می دهند : اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود ، این دعا را می توان خواند ،و هر کس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می دهد .

    پ. ن

     داستان اعمال ام داوود در کتاب های: فضائل الاشهر الثلاثه ، شیخ صدوق و اقبال الاعمل سید بن طاووس نقل شده است. و کتاب های معتبر شیعی مانند « بلد الامین، بحار الانوار و مفاتیح الجنان» به نقل از این دو کتاب ماجرا را نقل کردند. 

    موضوعات: فرق و مذاهب, سیره پیشوایان, مناسبات
    [شنبه 1399-12-09] [ 12:34:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فرقه شیرازی ها از قله تا هبوط (قسمت اول) ...

    سر سلسله های خاندان شیرازی

    برای شناخت هر جریانی(اعم از اعتقادی ،سیاسی، فرهنگی و…) باید ابتدا شخصیت های موثر در آن جریان، باور ها، نوع نگاه و روابط آنها با دیگران را شناخت . جریان معروف به  شیرازی ها نیز از این قاعده مستثنی نیست.در اینجا ابتدا با ریشه های این خاندان آشنا می شویم تا به علت معروف شدن آنها به تشیع انگلیسی برسیم.

    باید بدانیم که، سر سلسله های این خاندان همگی اهل علم و تقوا بودند و برخی از این بزرگواران زعامت شیعه را در دروان مختلف و سخت به عهده گرفته بودند. اما چه اتفاقی می افتد که  افرادی خود را به این خاندان منتسب می دانند اما دقیقا در جبهه مقابل اجداد خود قرار گرفتند. برای پاسخ این سوالات ابتدا با مختصر از زندگی وفعالیت های دو تن از بزرگان این خاندان آشنا می شویم . و در ادمه به واکاوی شخصیت های اصلی این جریان می پردازیم. 

     

      میرزای شیرازی

    «سید محمدحسن حسینی» معروف به «میرزای شیرازی» (میرزای بزرگ) – جد مادری سید صادق شیرازی- در 14 اریبهشت 1194 شمسی در شیراز متولد شد.پدرش میرزا محمود، از عالمان دین بود. «میرزا محمدحسن» ، پدرش را در کودکی از دست داد و دائی‌اش «میرزا حسین موسوی» معروف به «مجدالاشراف» سرپرستی او را به عهده گرفت.

     «میرزا  محمدحسن» از چهار سالگی به مکتب رفت و قرائت قرآن کریم و کتاب‌های معمول ادبیات فارسی را در دو سال به پایان رساند و از شش سالگی، به آموختن صرف و نحو عربی پرداخت و در هشت سالگی تحصیل مقدمات را به پایان رساند. در نوجوانی به تدریس لمعه پرداخت و در سن 18 سالگی به توصیه استاد خود برای تحصیل به اصفهان رفت ودر سن 20 سالگی از استاد خود میر سید حسن مدرّس اجازه اجتهاد گرفت.

    «میرزا محمد حسن» در سن 29 سالگی برای تحصیل عازم کربلا شد . در آنجا از محضر اساتیدی بزرگ مانند: «محمد حسن نجفی» (صاحب جواهر) و«حسن کاشف الغطاء » (پسر شیخ جعفر کاشف الغطاء) بهره برد. ایشان بعد از مدتی تحصیل در نجف قصد بازگشت به ایران می کند اما در راه بازگشت و زیارت حرم امیر المومنین علیه السلام با «شیخ انصاری» و مقام علمی ایشان آشنا می شود و قصد اقامت همیشگی در نجف می کند. ایشان شاگرد خاص «شیخ انصاری»  بوده و بعد از رحلت «شیخ انصاری» به اتفاق نظر تمام شاگردان شیخ ایشان به عنوان مرجعیت شیعه پس از ایشان انتخاب شد و علیرغم مخالفت شخص میراز  با این امر ، به اصرار دیگر علما پذیرفت.

     فتوای تحریم تنباکو

    یکی از مهمترین حوادثی که در ایام زعامت و مرجعیت ایشان اتفاق افتاد، نهضت تحریم تنباکو بود. بعد از اینکه انحصار توتون وتنباکو به کمپانی رژی انگلیسی داده شد مردم به رهبری چند تن از شاگردان «میرزای شیرازی»  در چهار شهر ایران دست به اعتراض زدند. «شیخ فضل الله نوری»  در تهران ، «آقا نجفی اصفهانی« در اصفهان، «سید علی اکبر »در شیراز و «میرزا جواد مجتهد» تبریزی در تبریز رهبری اعتراضات مردمی را به عهده داشتند.

    و بعد از اعتراضات مردمی فتوای تاریخی «میرزا» چنان مردم را به صحنه اعتراض کشناد که «ناصر الدین شاه »قاجار مجبور به لغو قراداد شد . کمپانی انگلیسی رژی خسارت زد.

    فتوای ایشان : « بسم الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است. حرره الاقل محمدحسن الحسینی»

    این فتوا تنها فعالیت سیاسی ایشان نبود بلکه اقدامات مهم دیگر ایشان عبارتند از:

    1-  ارسال تلگراف به ملکه انگلستان برای جلوگیری از ادامه قتل عام شیعیان افغانستان توسط عبدالرحمن محمدزایی در سال ۱۳۰۹ق

    2- تلاش برای تحکیم وحدت شیعه و سنی از طریق تقویت حوزه علمیه تشیع در شهر سنی‌نشین سامرا، پرداخت مستمری و کمک‌های مادی به طلاب و علمای سنی، برخورد با اختلاف‌افکنان بین شیعه و سنی

    3- تربیت و اعزام مبلغان ویژه برای مناطق حساس و زیر سلطه مانند هند، کشمیر ، افغانستان ، قفقاز، و عراق . عموما این مناطقه تحت سلطه انگلیس بودند.

    و با این اقدامات ایشان  خاری در چشم انگلستان شدند.  

     

    ادامه دارد…    

    موضوعات: فرق و مذاهب, تشیع انگلیسی
    [سه شنبه 1398-12-27] [ 07:15:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فرقه شیرازی ها از قله تا هبوط (قسمت دوم) ...

    در ادامه آشنایی با جریان موسوم به شیرازی ها(تشیع انگلیسی)، در قسمت دوم به بررسی مختصر از زندگی و اقدامات یکی دیگر از بزرگان این خاندان در گذشته می پردازیم.

     

    محمدتقی شیرازی

    «محمدتقی شیرازی» معروف به« میرزای دوم »(میرزای کوچک) دایی پدری سید صادق شیرازی-  در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق برای تحصیل علوم دینی به کربلا رفت . در کربلا محضر اساتیدی بزرگی مانند: «ملامحمد حسین» مشهور به «فاضل اردکانی»  و «سید علی تقی طباطبایی» به فراگیری علوم پرداخت. او و هم بحث خود «سید محمد فشارکی اصفهانی »به سامرا رفت و در آنجا در درس «میرزا حسن شیرازی» (میرزای بزرگ) حاضر شد و به یکی از بزرگترین شاگردان «میرزای بزرگ»  تبدیل گشت.

    بعد از رحلت استاد چشم مردم سامرا برای رهبری دینی و سیاسی، به «محمد تقی» دوخته شد. او در سامرا به امور دینی و تربیت شاگردان و تدریس مشغول شد تا اینکه در سال ۱۳۳۶ ه.ق از سامرا عازم کاظمین شد؛ و بعد از مدتی به کربلا رفت . در آنجا بعد از رحلت «سیدکاظم یزدی» در ۱۳۳۷ ه.ق به عنوان مرجعیت مطلق شیعه انتخاب گردید. 

    در سال 1914 میلادی (1332 ه.ق) انگلستان علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد،و تصمیم گرفت  تا شهر بصره  عراق را به تصرف خود درآورد.  اهالی بصره بعد از اطلاع  از این موضوع به شدت به هراس افتادند واز علما کمک خواستند. موضع‌گیری علما در آن زمان این بود که هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به مقابله با انگلیس متجاوز، تحریک و تشویق کردندو آنان، هم خود پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند. و «محمد تقی شیرازی» خود رهبری این حرکت – که به انقلاب بزرگ عراق معروف شد- را به عهده داشت و این با ارزش ترین فعالیت سیاسی وی بود. ایشان بر وحدت مردم عراق اعم از شیعه و سنی مسیحی و یهودی در برابر دشمنان خارجی تاکید کرد. و بیانیه ای در زمینه صادر کرد. در قسمتی از این بیانیه آمده:«بر شما و بلكه بر تمام مسلمانان، اتفاق نظر با برادرانشان در اين آغاز مبارك، واجب است و اين كه از بر هم خوردن امنيت و مخالفت و مشاجره با يكديگر بپرهيزيد كه اين به هدف‌هاي شما زيان مي‌رساند و حقوقتان را كه اكنون زمان رسيدن به آن است ضايع مي‌گرداند. شما را به حفظ جان، مال و ناموس تمام ملل و مذاهب كشورتان توصيه مي‌كنم تا به هيچ يك از آنان صدمه‌اي نرسد. خداوند همۀ شما را به آنچه رضاي اوست موفق گرداند»

    «آیت الله محمد تقی شیرازی» روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید و خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خود را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا «انقلاب بزرگ» عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.

    «آیت الله محمد تقی شیرازی» در سال 1919  پنج تن را  برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت فراخواند، این گروه پنج نفری متشکل بود از: «شیخ مهدی خالصی» که سر سخت ترین دشمن استعمار انگلستان، «آیت الله کاشانی»، «سید محمدعلی شهرستانی»، «میرزا احمد خراسانی »و فرزند خویش «میرزا محمدرضا شیرازی». این مجموعه یاوران «میرزا محمد تقی شیرازی» در آن دوران سخت و مصیبت بار بودند.

    با شروع انتخابات عراق مخالفت های مردم علیه انگلستان در شهرهایی مانند بغداد و کربلا اوج گرفت . در این زمان «محمد رضا شیرازی » فرزند «میرزا »برای مقابله و مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه بیگانگان، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» را به وجود آورد. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند.  «آیت الله محمد تقی شیرازی» جهت حمایت و تقویت این حرکت، فتوایی صادر کرد با این مضمون: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد.».

    هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت. در ذی القعده 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.

    «میرزا محمد تقی شیرازی» بعد از اطلاع از این حادثه، نامه‌ای برای «آرنولد ویلسون» حاکم انگلیسی عراق نوشت و ضمن اعتراض به تبعید آن عده، درخواست آزادی آنان را نمود. «ویلسون» در پاسخ، تبعید آنان را توجیه کرد و وقتی نامه او به «میرزا» رسید، اعلام داشت که به ایران مهاجرت می‌کند تا از آنجا فتوای جهاد بر ضد انگلستان صادر نماید. زمانی که این خبر منتشر شد نامه‌های زیادی برای همراهی با میرزا جهت مهاجرت به ایران از نجف، کاظمین و شهرهای دگیر عراق رسید. این اقدامات باعث شد که تبعیدشدگان در کمتر از چهار ماه به وطن خود بازگردانده شوند.

    فتوای مشهور

     بعد از این اتفاق «آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی» فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوز  رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، صادر کرد و فرمود: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند.»

     

    حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها

    «آیت الله شیرازی» با وجود کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. ایشان برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.

    مقلدان «آیت الله شیرازی» از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای ایشان ارسال می‌‌کردند لذا در بعضی از روزها نزد ایشان انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد.

    ایشان دومین نفر از خاندان شیرازی است که در مقابل شدید با انگلستان قرار می گیرد و تمام منافع انگلیس در کشور عراق و ایران را به خطر می اندازد.

    ادامه دارد…

    موضوعات: فرق و مذاهب, تشیع انگلیسی
     [ 06:50:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فرقه شیرازی ها از قله تا هبوط (قسمت سوم) ...

     

    آغاز حرکت در سراشیبی

    مرحوم «آیت‌الله سید محمد شیرازی» برادر بزرگ‌تر- سید صادق شیرازی- به هنگام تبعید «امام» به عراق و  ورود ایشان  به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان انجام داد و حتی از «امام» خواست که به جای او در صحن امام حسین (علیه السلام) نماز جماعت بخواند. در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام «سید محمد شیرازی» در استقبال از امام بیان شده که: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مُسَیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (علیه السلام) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیهما السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می ­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (علیه السلام) بالا برده بودند که این شعار روی آن نوشته شده بود: «ترفرف رایه ­الاسلام بید آیه الله الخمینی»

    در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا(علیهما السلام) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست « آیت الله سید محمد شیرازی » به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.

    اما پس  از رحلت «آیت‌الله العظمی حکیم» و مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشیع و در مقابل طرح مرجعیت «آیت‌الله شیرازی» از سوی برخیک ربلایی‌ها این روابط تیره و سرد. و مخالفت های خاندان شیرازی آغاز شد.

    البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این «آیت‌الله» جوان مقیم کربلا از سوی «آیت‌الله خویی» و «آیت‌الله سید محمود شاهرودی» صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد «سید محمد شیرازی» را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

    «آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی» و «آیت‌الله العظمی شاهرودی» هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای در رد اجتهاد ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که «آقای شیرازی» مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی «آقای شیخ یوسف حائری» است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است.»

    و مرحوم «آیت الله  خویی» در سئوالی که از ایشان شده بود، پاسخ دادند که: « کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.»

    اینجا باید بدانیم که: دشمن وقتی از کسی ضربه می خورد برای مقابله با شروع به برنامه ریزی می کند. این راههای مقابله، با توجه به شخصیت افراد، شکل های مختلف دارد. اما  در طول تاریخ همواره در سه محور کلی «تطمیع»(وعده دادن) - «تهدید» « حذف »، بوده است و تنها نمود و مصداق آن متفاوت بوده است.  این سه مرحله به ترتیب اتفاق می افتد افرادی که با تطمیع اسیر می شوند، نیازی به مرحله تهدید ندارند و کسی که با تهدید رام می شود نیازی به حذف ندارد. برای مرحله اول و دوم دشمن شروع به شخصیت شناسی افراد می کند و هر فرد را با توجه به نوع شخصیت،خواسته ها و امیال او می فریبد . گاهی برای تطمیع یک فرد نیاز به ثروت می شود پس از این راه وارد می شود، گاهی فرد با مقام قریب می خورد و گاهی انسان تشنه اسم و رسم است و گاهی حب فرزند و خانواده انسان را از راه به در می کند.

    اینها همان خطوات الشیطان است است که خداوند در قرآن ( سوره نور/21) انسان را از آنها بر حذر داشتهاست:

    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ؛اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! گام‌هاى شيطان را پيروى نكنيد.»

     

    بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود


    «سید محمد شیرازی»  تا قبل از عزیمت از عراق به کویت همچنان ارتباط خود را با امام قطع کرده بود اما بعد از رفتن به کویت و استقرار ایشان در آنجا ، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه امام کردند. و در این زمینه بعضی از نزدیکان «سید محمد شیرازی» با فاسق دانستن امام و حتی تکفیر ایشان، کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه پیدا کرد.

    برخی از اقایان از جمله «آقای محتشمی» و «آقای فردوسی‌پور» که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت  آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.
    اما با وجود همه این اعمال، امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام جوابی ندادند( نه رد کردند و نه تایید)  که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل «آیت الله  خویی» شده بود. در مقابل، سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام اینگونه پاسخ داد : « دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

     

    ماجراجویی در مراسم خاکسپاری

    بعد از رحلت «سید محمد شیرازی»  خانواده وی حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند. با وجود اینکه او  به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها)  برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت، اما آنها  تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر  قم کردند که مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت.اما در نهایت نیروهای امنیتی  تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال دادند.

     این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله  رهبر انقلاب قرار گرفت؛ در حالی که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

    پیام ایشان در این باره به این شرح بود: « بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
    رحلت عالم مجاهد آیةاللَّه آقای حاج سید محمد شیرازی رحمةاللَّه‌علیه را به بیت شامخ و معظم شیرازی و بخصوص به خانواده‌ی محترم و فرزندان مکرم ایشان و نیز به همه‌ی دوستداران و ارادتمندان آن مرحوم بخصوص به حضرات کربلائیهای مقیم ایران صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم.
    آن عالم بزرگوار سالهای متمادی از عمر خویش را در عراق و ایران صرف جهاد فرهنگی و سیاسی برای اعلای کلمه‌ی اسلام و ترویج مکتب اهل بیت علیهم‌السّلام نموده و زحمات فراوانی تحمل کردند. تألیفات متعدد ایشان در علوم اسلامی و مبارزه با صهیونیزم و استکبار، متضمن مجموعه‌ی بزرگی از معارف دینی و سیاسی است و سعی مشکور و مجاهدت مقبولی در درگاه خداوند متعال است. ان‌شاءاللَّه.
    از خداوند متعال علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرینش را برای آن عالم بزرگوار مسألت می‌کنم.
    سید علی خامنه‌ای

    26/9/1380
     
     ادامه دارد…

    موضوعات: فرق و مذاهب, تشیع انگلیسی
     [ 06:45:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فرقه شیرازی ها از قله تا هبوط (قسمت چهارم) ...

    رهبری بیت شیرازی به دست سید صادق شیرازی

     

    بعد از رحلت «سید محمد» رهبری این خاندان به برادر او «سید صادق شیرازی» رسید.« سید صادق شیرازی» مدعی مرجعیت(که تایید نشده توسط اعلام و بزرگان شیعه) متولد کربلا است. برای آشنایی با افکار وی به بررسی چند موزد از اقدامات او می پردازیم

     چند اقدام افراطی ایشان که عامل  تخریب چهره واقعی مذهب تشیع و در چند مورد منجر به کشته شدن شیعیان مظلوم در نقاط مختلف جهان  شد.

    برخی از این اقدامات عبارتند از:

    1-   افتاء به استحباب قمی زنی و تشویق و ترویج آن در بین طرفداران خود و نمایش دادن این مراسم از طریق شبکه های ماهواره ای تحت حمایت خود- که خود جای بحث دارد

    در حالی ایشان این فتوا را صادر کرد که تقریبا تمام فقهای شیعه این کار را شنیع دانسته و افراد را از انجام آن نهی کردند. و اکثر مراجع تقلید بر حرمت این کار با دلیل مستند، تاکید دارند.

    علاوه بر قمه زنی که در چند سال اخیر تبدیل به یک رسم هر ساله و علنی توسط طرفداران سید صادق و جریان شیرازی ها شده است مراسمی نیز نزدیک به این روش ها برای بانوان در نظر گزفته شده است.

    مسئله «قمه زنی» در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در «دوران مشروطه» نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام… اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ  اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم… چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…»

    این بیانیه را علمای بزرگی مانند: «آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی»، «آخوند خراسانی»، «سید اسماعیل صدر»، «شیخ‌الشریعه اصفهانی» و «شیخ عبدالله مازندرانی» امضا کرده اند.

     

     بازدید سید صادق شیرازی از محل خونریزی قمه زنی

    امروزه قمه زنی به عنوان یک مستمسک و حمله علیه اعتقادات شیعه شده است. تا چند سال اخیر کافی بود که کلمه عاشورا و یا محرم را با حروف لاتین در موتورهای جستجوگر  رصد می کردید آنگاه شاهد تصاویری دردناک از قمه زنی ، خون و خونریزی، قمه زنی برای کودکان و نوزادان و به سخره گرفتن عقاید و عزادارای های شیعیان توسط مغرضان بودید و گاهی در کلیپ هایی که انتشار داده می شد عزادارای شیعیان را تحت عنوان « هالوین اسلامی» معرفی می کردند. هر چند امروزه با همت جوانان فهیم و درج مطالب و تصاویر از عزاداری های واقعی شیعیان و تعریف کلید واژه های لاتین برای آن از نمایش تصاویر گذشته کاسته شده است اما همچنان این مراسم دست آویز مغرضان است.

    مراسم قمه زنی و دگر مراسم غیر متعارف عزاداری مانند راه رفتن بر زغال گداخته در لندن و با حمایت و حفاظت دولت انگلیس برگزار می شود اما مراسم جهانی شیرخوارگان حسینی به بهانه ترویج خشونت توسط دولت انگلیس تعطیل می شود.

    به کلیپ زیر دقت بفرمایید( حمایت دولت انگلیس از قمه زنی)

     


    2- اعلام هفته برائت در مقابل هدف وحدت:

    اعلام روزهای نهم تا پانزده ربیع الاول به عنوان هفته برائت( برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام) توسط شبکه ماهواره ای امام حسین علیه السلام تحت حمایت و مدیریت سید صادق شیرازی.

     این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم‎ السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

    در این ایام مراسم عید الزهراء یا همان عمر کشان برگزار می شود. این گروه معتقدند که روز کشته شدن عمر خلیفه دوم در روز نهم ربیع الاول است و در این روز شادی می کنند و به مقدسات اهل سنت اهانت می کنند . در حالی که آنچه در کتب تاریخی معتبر ذکر شده روز کشته شدن خلیفه دوم 26 یا 27 ذی‌الحجه سال 23 هجری بوده است. 

     در این ایام و از طریق شبکه های ماهواره ای ایشان برنامه هایی بر  سب و اهانت به مقدسات اهل سنت پخش می شود. این برنامه ها جهت از بین بردن اتحاد و ایجاد اختلاف بین مسلمین تهیه شد که با واکنش مناسب علمای شیعه و اهل سنت همراه شد و این توطئه نیز تا حدودی  خنثی شد.

    نتیجه برگزاری این گونه جشن ها نتایجی جز هدر رفتن خون شیعیان مظلوم در جهان نیست. کافی است به اعترافات عبدالمالک ریگی بعد از دستگیری اذعان می کند که : برای  تقویت روحیه و تشویق سربازان خود جهت  کشتار شیعیان فیلم های این جشن ها استفاده می کند.

    اما سوال اینجاست که :  این سینه چاکان اهلبیت علیهم السلام  ، وقتی داعش (با ادعای پیرو مذهب اهل سنت بودن) به حرم های اهل بیت علیهم السلام حمله کردند هیچ حرکتی، فتوایی یا برنامه ای برای حمایت نداشتند. یا چرا هیچ کدام از مدافعان حرم پیرو یا طرفدار این فرقه نبودند؟ یا چرا روزانه صدها شیعه به خون غلتیده میشود و ناموس او هتک می شود اما از این اقایان صدایی بلند نمی شود.

     

    نمونه ای از برنامه عمر کشون(البته از نوع یعنی مودبانه)

     

    پاسخ استاد ارفع به بدعت جشن عمر کشون

     

    برای دریافت نظر «آیت الله بهجت» درباره عید الزهراء اینجا کلیک کنید

     

    حرکت طرفداران جریان شیرازی در قم به طرف حرم مطهر حضرت معصومه «سلام الله علیها» در روز عید الزهرا

     

    ادامه دارد….

     

    موضوعات: فرق و مذاهب, تشیع انگلیسی
     [ 06:43:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فرقه شیرازی ها از قله تا هبوط (قسمت پنجم) ...

    اقدامات سید صادق شیرازی (قسمت دوم) 

     

    3- را ه اندازی شبکه های ماهواره ای با برنامه های موهن به مراجع شیعه، اعتقادات اهل سنت

    شبکه های ماهواره ای وابسته به سید صادق شیرازی « فدک، الأنوار ،  أنوار الحسين، امام حسين 1 و 2 و 3، الزهراء، المهدی، امام صادق ، حضرت خديجه، مرجعيت،  أبا الفضل العباس،  ظهور، امام زمان ، العقيلة، سلام 2 و بقيع» هستند که عمده برنامه های این شبکه ها پخش مرتب عزاداری حتی در ایام معمول، اهانت به مرجعیت شیعه ، و اهانت به مقدسات اهل سنت.

    بماند که (اگر هم به فرض مرجع تقلید هم باشد) مرجعی که با تعداد اندک مقلدین و به تبع آن محدودیت در دریافت وجوهات شرعی چطور می تواند این تعداد از شبکه های ماهواره ای را ایجاد و با برنامه های تقریبا 24 ساعته اداره کند؟!!!

    4- اعطای اجازه نامه اجتهاد به یاسر الحبیب

    برای اینکه بدانیم چرا دادن اجازه نامه اجتهاد به یاسر الحبیب یک اقدام ناصواب است، ابتدا باید شخصیت این فرد را بشناسیم. در اینجا مختصرا به این شخصیت می پردازیم.

     

    تصویر اجازه نامه سید صادق به یاسر الحبیب

    « یاسر یحیی عبدالله الحبیب» طلبه کویتی است که داماد برادر سید صادق شیرازی است. این طلبه جوان ابتدا در کویت در «هیئت خدام المهدی» به فعالیت پرداخت اما بعد از گذشت سه سال از این فعالیت تندروی های وی علیه مقدسات اهل سنت شروع شد به طوری که این هیئت توسط دولت کویت پلمپ و او روانه زندان شد. اما بعد از زندانی شدن این طلبه جوان مقامات انگلیسی برای آزادی او با مقامات کویتی وارد مذاکره شدند و بعد از فشار انگلیس بر دولت کویت ،« یاسر الحبیب»آزاد و راهی لندن شد. بعد از دو سال حضور در لندن او توانست در لندن روزنامه « shianewspaper» را منتشر و حوزه علمیه «الامامیین العسکریین» را تاسیس کند سپس با حمایت سید صادق شیرازی شبکه ماهواره «فدک» را راه اندازی و مدیریت کند. و در سال 20010 حسیسنیه بزرگ «سید الشهدا علیه السلام» را تاسیس کند .

    «یاسر الحبیب» در لندن به اهانت های خود نسبت به رموز اهل سنت و همسر پیامبر(صلی الله علیه و اله) ادامه داد و در هفدهم ماه مبارک رمضا 1431 ه.ق که منسوب به وفات عایشه همسر پیامبر (اکرم صلی الله علیه و اله) بر منبر رفت و رکیک ترین اهانت ها را به او داد و او را زنی هرزه خطاب کرد و اعلام کرد که : «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود» و این سخنرانی او از طریق شبکه ماهواره ای خودش« فدک» نیز پخش شد. و بالای شبکه عنوان« شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» مرتب به نمایش در می آمد . و سرودهای شادی تحت عنوان «هلاکت راس الکفر عایشه» پخش می شد.

    بعد از اجرای این سخنرانی، «شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام اینگونه واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است».

    او در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ همچنین در  ادامه گفت: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

    اما علمای شیعه در کشورهای عربی در برابر سخنان و عملکرد او ایستادند و او را طرد کردند. از این جهت طیف بزرگی از علمای  شیعه را اهانت و تکفیر کرد. از جمله علمای اهانت شده به آنها توسط یاسر الحبیب : «حضرت امام خمینی» ، «علامه طباطبایی»، «آیت الله بهجت»، «آیت‌الله سیستانی»، «آیت‌الله حکیم»، «شهید سید محمد باقر صدر» و سایر مراجع بزرگ شیعه در کشورهای منطقه و او همچنین «سید حسن نصرالله» فاسق خواند.

    توهین به علما توسط یاسر الحبیب

    امروزه علاوه بر رواج قمه زنی از سوی این طیف فکری ، جهت گیری های آنها همسو با دشمنان دین ادامه دارد . در این روز ها که شاهد پخش کلیپ هایی از سوی طرفداران این جریان که هود بی حرمتی به ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام است. مانند لیسیدن درب ها و ضریح مطهر ائمه با وجود تاکید همه علما بر رعایت نکات بهداشتی ، شکستن و سوزاندن درب حرم های مطهر امام رضا و حضرت معصومه (سلام الله علیهما) به بهانه بستن حرم ها

    اهانت و هتک حرمت طرفداران این جریان به ساحت مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها

     

    برای دریافت نظرات علمای شیعه درباره اهانت به مقدسات اهل سنت اینجا کلیک کنید

    موضوعات: فرق و مذاهب, تشیع انگلیسی
     [ 06:40:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بهاییان در اصفهان و تبعید باب به قلعه ماکو ...

      

    سفر به اصفهان

    «علی باب» قبل از سفر به بوشهر به پیروان خود در عتبات نامه ای می نویسد که پس از سفر مکه به عتبات برمی گردد. به همین گروهی از «بابیان» در آنجا منتظر بوند؛ اما بعد از حبس «علی باب» در نوروز سال 61 ، نامه ای به آنها می رسد با این مضمون که: « آمدن من به عتبات امکان ندارد و شما به اصفهان بروید و منتظر تعالیم جدید بمانید . و اگر مصلحت باشد شمارا به شیراز فرا می خوانم و گرنه در اصفهان بمانید و منتظر اراده خدا باشید.»

    «نبیل زرندی» تاریخدان بهایی می نوسید: «وصول این توقیع که امتحان شدید برای اهل ایمان بود اثرات عجیبی در مومنین ایجاد کرد. بعضی در این امتحان لغزیدند و گفتند : چطور شد که سید باب بوعده خود وفا نکذد؟ آیا خلف وعده خود را هم به امر خدا می داند؟»

    در آن زمان شیراز مبتلا به وبا بود و از طرفی «منوچهر خان معتمد الدوله(گرجی)» حاکم اصفهان با تحریک و تشویق «ملا حسین بشرویه»  باعث شد «علی باب» فرصت را غنمیت شمرد و به سوی اصفهان حرکت کند و در اصفهان در منزل منوچهر خان گرجی ساکن شود.

    «منوچهر خان حاکم اصفهان» مردی مرموز و اصالتا مسیحی بود . او از تبار امراء گرجستان بود که توسط «آغا محمد خان قاجار» به همراه 15 هزار نفر از گرجستان ، ارمنستان و تفلیس پایتخت قفقاز در 16 ربیع الاول 1190 اسیر شده بود اما توانست با جلب نظر شاه در اواخر سلطنت «فتحعلی شاه قاجار »به استانداری اصفهان برسد.(1)

    جالب است که «منوچهر خان» با اینکه ظاهرا ادعای مسلمانی داشته اما در واقع اعتقادی به اسلام نداشت.

    «زرندی» در این خصوص به نقل از «منوچهر خان» بیان می کند: «من تا کنون به دیانت اسلام  قلبا معتقد نبودم و اقرار و اعتراف جازم به صحت اسلام نداشتم، بیانات این جوان( باب) مرا قلبا به دیانت اسلام وادار کرد و این جوان حقیقت اسلام را به من نشان داد. (2)

    او «علی باب» را در بهترین اتاق از «عمارت خورشید» جا داد و خودش شخصا امور باب را به عهده گرفته .

    اما بعد از مرگ منوچهر خان ، برادرش «گرگین خان» (3)به جای او نشست و او در این فرصت باب را برای مجازات به تهران فرستاد. اما چون « علی باب» حق ورود به تهران را نداشت از آنجا از طریق کوهستان به «قلعه ماکو» تبعید شد.

    « علی باب» در «قلعه ماکو» از آرامش نسبی برخوردار بود و توانست در آنجا قسمتی از کتاب خود« بیان» را بنویسد . کتابی که بعد نوشتنش « علی باب» اسلام و قرآن را منسوخ اعلام کرد.

    پی نوشت:

    1-  تاریخ جامع بهاییت، بهرام افراسیابی- ص113-112

    2- تاریخ زرندی ، نبیل زرندی ص171

    3-گرگین خان در بین  بهایی ها به گرگین پر کین معروف است.

     

    موضوعات: بابیت
    [شنبه 1398-03-25] [ 02:18:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      سفر علی محمد باب به اصفهان ...

    «علی محمدباب» قبل از سفر به بوشهر به پیروان خود در عتبات ، توقیعی(نامه ) نوشته بود که پس از سفر مکه به عتبات برمی گردد. بخاطر همین گروهی از «بابیان» در آنجا منتظر بوند اما بعد از حبس «علی باب» در نوروز 61 ، توقیعی  از او به آنها رسید که: «آمدن من به عتبات امکان ندارد و شما به اصفهان رفته و منتظر تعالیم جدید بمانید . و اگر مصلحت باشد شمارا به شیراز فرا می خوانم و گرنه در اصفهان بمانید و منتظر اراده خدا باشید.»

    «نبیل زرندی مورخ بهایی« در این خصوص بیان می کند : «وصول این توقیع که امتحان شدید برای اهل ایمان بود اثرات عجیبی در مومنین ایجاد کرد. بعضی در این امتحان لغزیدند و گفتند : چطور شد که سید باب بوعده خود وفا نکرد؟ آیا خلف وعده خود را هم به امر خدا می داند؟»

    در این زمان شیراز مبتلا به وبا بود و از طرفی «منوچهر خان معتمد الدوله(گرجی) »حاکم اصفهان با تحریک و تشویق «ملا حسین بشرویه» باعث شد «علی باب» فرصت را غنمیت شمرد و به سوی اصفهان حرکت کند. او در اصفهان در منزل «منوچهر خان گرجی» ساکن شد.

    ادامه »

    موضوعات: بهاییت
    [چهارشنبه 1398-01-07] [ 04:19:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      آغاز حرکت علی محمد باب ...

    «علی باب» برای اینکه بتواند ادعا و حرکت خود را با روایات اسلامی تطبیق دهد به قصد سفر به مکه راهی بوشهر می شود -که از بوشهر حرکت کند- و در این سفر فقط «محمد علی قدوس» او را همراهی می کرد.

    در اینکه باب واقعا به مکه رفته یا نه و اینکه اگر رفته چه اتفاقاتی رقم خورده، بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد.

    بعد از این اتفاق «ملا صادق خراسانی» در یکی از مساجد شهر بوشهر، عبارت« اشهد ان علیا قبل نبیل باب، بقیه الله؛ شهادت می دهم که علی قبل از علی محمد باب بقیه الله است» را وارد اذان کرد و اعلام کرد که این کار را به دستور مستقیم باب انجام داد.

    وقتی این خبر به گوش «حسین خان» حاکم شیراز رسید سربازانی را برای دستگیری «باب» می فرستد ، اما «باب» برای رهایی از این مخمصه از ادعای خود دست کشید و اعلام توبه کرد.و این اولین توبه «باب» بود.

    با وجود اینکه منابع بهایی و بابی سعی دارند که «باب» را استوار در دعوت نشان دهند اما «نبیل زرندی» موزخ بهایی، اینگونه نقل می کند که:  «باب رو به جمعیت (که در مسجد وکیل شیراز بودند) کرد و گفت: لعنت خدا بر کسانی که مرا وکیل امام غادب بدانند، لعنت خدا بر کسانی که مرا منکر نبوت حضرت رسول بداند،لعنت خدا بر کسانی که مرا منکر انبیاء الهی بدانند، لعنت خدا بر کسانی که مرا منکر امامت امیر المومنین و سایر ائمه اطهار بدانند…»(1)

    بعد از این توبه، او شش ماه در خانه پدری خود محبوس و تحت نظر بود؛ اما باز هم دست از مدعیات خود برنداشته بود  

     پی نوشت:

    1-  تلخیص تاریخ زرندی،ص132

    موضوعات: بابیت
     [ 12:54:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      قره العین - فتانه آشوبگر ...

    «فاطمه بیگم ام سلمه زرین تاج برغانی قزوینی» ملقب به «قره العین»، زنی زیبا رو که در خاندان اهل علم متولد شد . با توجه به خاندان اهل علم خود، او نیز از علم بی بهره نبود.

    «قره العین» از پیروان «فرقه شیخیه» که از طریق «میرزا محمد علی قزوینی» شوهر خواهر خود ، با «علی محمد باب» و فرقه بابیه آشنا می شود و در جرگه پیروان آن فرقه و «حروف حی» در می آید.

    او در تاریخ بابیه و بهاییه نقش موثر و فعال داشت. وی در «واقعه بِدَشت» که محل جدایی مسلمانان از بابیه بود، بدون حجاب و با آرایش و زینت ظاهر می شود. این کار امری جدید و بر خلاف عرف و شریعت بود. او اعلام می کند که « امروز روزی است که قیود تقالید سابقه شکسته شد » او  رسما نسخ اسلام و پایان مسلمانی را اعلام کرد.

    سر انجام او بعد از ختم آشوب قلعه شیخ طبرسی در سال 165 ه.ق در نور مازندران باز داشت شده به تهران فرستاد می شود و در خانه میرزا محمد کلانتر زندانی می شود بعد از 3 سال در باغ ایلخانی اعدام و جسدش در همان باغ در چاه دفن شد.

    موضوعات: بابیت, فرق و مذاهب
    [یکشنبه 1397-12-05] [ 05:32:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت