اندیشه والا








فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          








جستجو









آمار


  • امروز: 44
  • دیروز: 62
  • 7 روز قبل: 480
  • 1 ماه قبل: 2879
  • کل بازدیدها: 188813



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه





     
      ریشه های عدم پذیرش ولایت علی علیه السلام توسط خواص ...

     

    آیا جامعه ای که خواص آن اینگونه هستند، می تواند پذیرای غدیر  و لایت باشد؟؟؟

    هرگاه خواص جامعه جزء  کسانی باشند که به صراحت با احکام االهی و دستورات رسول او در زمان حیات نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) مخالفت کنند چگونه می توانند بعد از حیات او پایند باشند آن هم در خلافت، که آنها آن را مسند قدرت می دانند نه مقام الهی

    نمونه ای از تخلف از دستورات رسول اکرم صلی الله علیه  و آله در آستانه غدیر خم این بود که:

    1- تحریم سنت جاهلی در حج :

    رسم عرب این بود تا هر زمانی که در مکه باشند حتی اگر ماهها قبل از حج باشند احرام می بنند و در 8 ذی الحجه به صحرای عرفات و بعد از آن  به مشعرو  منی میروند و همچنان در حال احرام  باقی می مانند.

    پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله- بعد از ورود به مکه در 4 ذی الحجه این حکم رو لغو کرد و دستور داد حجاجی که قربانی ندارند بعد از طواف و سعی و تقصیر از احرام خارج شوند و تمام محرمات احرام بر آنها حلال است حتی همبستری با زنان خود.اینجا بود که صحابه و خواص به مخالفت با پیامبر- صلی الله علیه و آله-  برخاستند و با عباراتی زننده اعتراض خود را نشان دادند عبارت و حرکاتی  که تاریخ نیز از نقل آنها باید شرمسار باشد.

    تمام این عبارات در روایات کتب اهل سنت از جمله صحیح بخاری نقل شده است.(1)

    زشتی این عبارات و برخورد آنها به حدی بود که عایشه آنها را نفرین کرد. و در صحیح مسلم این مطلب را این طور نقل می کند:

    عن عایشه آنها قالت: قدم رسول الله لاربع مضین من ذی الحجه او خمس فدخل علیّ و هو غضبان فقلت من اغضبک یا رسول الله  ادخله الله النار قال او ما شعرتِ انی امرت الناس بامرٍ فاذا هم یترددون….(2) 

    آیا کسانی که عبارات  این عبارات زننده را در خصوص حکمی در یک عبادات در پاسخ پیامبر -صلی الله علیه و آله- دادند می توانند غدیر و خلافت امیر مومنین- علیه السلام-  را بپدیزند.

     

    2- اهانت عایشه :

    در مسیر غدیر و چند روز قبل از غدیر خم  رفتاری از همسر حضرت رسول - صلی الله علیه و آله-برای یک مسله ساده سر می زند که نشان از عدم فرمانبری او از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - است.

    در مسند ابو یعلی که از کتب معتبر اهل سنت و مورد پذیرش وهابیت آمده: عایشه می گوید: شتر من ، شتری رهوار با بار سبک بود در حالی که شتر صفیه- همسر دیگر -پیامبر- صلی الله علیه و آله - شتری تنبل با باری سنگین.پیامبر دستور داد بار شتر ها را جابه کنند. تا سرعت حرکت کاروان بیشتر شود. من کفتم پناه بر خدا!ببینید این زن یهودی چطور بر پیامبر- صلی الله علیه و آله - مسلط شده . پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: ای عایشه فقط بخاطر سنگینی بار شتر صفیه بارها را جابه جا کردم تا حرکت کاروان سریعتر شود. عایشه می گوید : به پیامبر - صلی الله علیه و آله -گفتم : تو فکر می کنی پیامبر خدایی: پیامبر - صلی الله علیه و آله - لبخند زد و فرمود: آیا تو شک داری؟ گفتم اگر چنین است چرا عدالت رعایت نکردی؟ پدرم وقتی سخنانم را با پیامبر - صلی الله علیه و آله - شنید با عصبانیت آمد و سیلی محکمی به صورتم زد. پیامبر - صلی الله علیه و آله - به ابو بکر فرمود : آرام باش! پدرم گفت : مگر نشنیدید چه گفت؟ پیامبر- صلی الله علیه و آله - فرمود: هنگامی که زنان به یکدیگر حسادت می ورزند هیچ متوجه  نمی شوند.(3)

     

    3- اما اهانتی دیگر از عایشه:

    مخالفت دیگر از عایشه در کتب اهل سنت نقل شده  و اهانت به پیامبر - صلی الله علیه و آله -بود.

    خوله، دختر حکیم زنی بود که بدون مهر خود را به پیامبر - صلی الله علیه و آله -بخشید. عایشه گفت: آیا زن ها حیا نمی کنند که خودشان را به مردی می بخشند؟ در این زمان آیه « ترجی من تشاءُ منهنَّ و تووی الیک من تشاء… از زنان خود هر که را می خواهی به نوبت موخر دار و هر که را خواهی با خود نگه دار…» در این زمان بود که عایشه گفت: می بینم که خدایت هوایت را دارد.(4)

    دقت کنید به اهانت ها: اول اینکه پیامبر - صلی الله علیه و آله -را در ردیف بقیه مردها قرار داده و اینکه کارهای پیامبر- صلی الله علیه و آله - از روی امیال شخصی است و سوم اهانت و اتهامی که به خدا وارد کرده است.

    وقتی همسر پیامبر - صلی الله علیه و آله - در این موارد جزیی نتواند رفتار و دستور رسول خدا - صلی الله علیه و آله -را تحمل کند آیا می تواند در زمینه خلافت نظر پیامبر - صلی الله علیه و آله -وقتی بر خلاف نظر اون هست تحمل کند؟؟؟؟؟؟؟؟

    نمونه دیگری از مخالفت های خواص به فرمانهای پیامبر- صلی الله علیه و آله - این است که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده است که:

    ابو وائل می گوید: در صفین بودیک که سهیل بن حنیف برخاست و گفت : ای مردم !مواظب خودتان باشید، ما در حدیبیه با پیامبر بودیم و اگر بنا بود بجنگیم می جنگیدیم؛ تا اینکه عمر بن خطاب نزد پیامبر - صلی الله علیه و آله -آمد و گفت ای رسول خدا مگر نه این است که ما حقیم و آنان باطل؟ پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمود: آری. عمر گفت مگر نه اینکه کشته های ما بهشتی و کشته های آنان جهنمی پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمورد : آری عمر گفت پس چرا با ذلت باز گردیم و نباید خدا بین ما و آنها حکم کند؟ پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمود: مردک!این که با تو سخن می گوید پیامبر خداست و بر خلاف فرمان پروردگار کاری انجام نمی دهد.(5)

     

    نمونه های متعددی از سرپیچی خواص از دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات و در آستانه رحلت ایشان در کتب معتبر شیعه و اهل تسنن نقل شده که که در این مجمل نمی گنجد….

     

    منابع:

    1- صحیح بخاری،ج 1- ص368- کتاب ابواب تقصیر الصلاه و صحیح مسلم ج 2 ص 567- کتاب الحج باب 33

    2- صحیح مسلم،ج2-ص879-باب بیان وجوب الاحرام 

    3- منبع: مسند ابی یعلی، ج8 ص129 انتشارات: دار المامون للتراث- دمشق

    4- منبع: صحیح بخاری، ج5، 1966 کتاب70- کتاب النکاح باب 30 بیروت 1407

    5- صحیح بخاری،ج3 ص3011 کتاب62- کتاب ابواب الجزیه و کتاب الجهاد و  صحیح مسلم، ج3 ص 1787 باب 34(باب صلح حدیبیه) انتشارات دار احیا تراث العربی –بیروت

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام, عید غدیر
    [سه شنبه 1399-05-14] [ 02:47:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      عید قربان محکی برای یقین و ایمان ...

    شاید هر روز ما عید قربان می شود

    قصه های قرآنی ، ظاهری دارند و  باطن. و اگر این باطن نبود، هرگز قران کتاب هدایت همگانی نمی شد.  

    عید قربان، یاد آور قصه ای از قصه های قرآنی است که  ظاهرش قصه پدری است که به امر پروردگارش و با ایمان قلبی فرزندش را به قربانگاه برد. اما این قصه را می توان طور دیگری خواند  : اسماعیل ، حکایت و نماد آورده های ماست،و ابراهیم خود ما هستیم.  

    خداوند در همه عصرها از همه مدعیان ایمان، می خواهد با ارزش ترین داشته هایشان را به قربانگاه بیاورند.

     کافران، مشرکان، منافقان و آتئیست ها، طرف سخن خدا نیستند . روی سخن  او با ماست که مدعی ایمان  هستیم .

    گویی به ما می گوید هر کدام از شما برای من باید چیزی را قربانی کنید. از آنچه بیشتر خواهان و  طالب هستید.

    مثلا کسی که حافظه خوبی دارد، بخشی از حافظه اش را ببخشید برای حفظ روایات و آیات من. آنکه عمری دارد و سلامتی و توان، بخشی از عمر خود را برای من بیاورد . فقط برای من. نه حتی برای زندگانی حلال .

    درس بخواند فقط برای من.  کار کند فقط برای من.  پول در بیاورد فقط  برای من.  بچه بزرگ کند  فقط برای من.  

    و این بخشیدن و صرف کردن  مصداق  قربانی کردن خویش برای خداست.  و هرگاه  این گونه شود. شاید هر روز ما عید قربان  می شود.

    اما، هرگاه به این بیاندیشیم که در عوض این قربانی کردن، خداوند چه چیزی به ما می بخشد، این ایمان،  ایمان تاجرانه است. این ایمان  بد نیست اما ایمان خالص نیست.  

    این گونه فدا شدن برای خدا بدون طمع داشتن به بهشت و پاداش،  شاید معنای حقیقی عید قربان باشد.

    موضوعات: مناسبات, عید قربان
    [جمعه 1399-05-10] [ 12:33:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مناظرات امام باقر علیه السلام ...

    شکافنده علم

    بر طبق عادت هر ساله راهبان و کشیشان مسیحی در مجمع علمی خود جمع شده بودند .
    محمد بن علی (علیه السلام)به تازگی از مجلس تیر اندازی با پیروزی برگشته بود‌.
    ناشناس، عبا بر سر وارد مجمع می شود.
    در این هنگام اسقف اعظم مسیحیان مردی سالخورده با حریر زرد به تن، وارد مجلس می شود و همگی به احترام او سر پا می شوند.
    وارد می شود ناگهان چهره ای خاص در بین جمع، می بیند.

    از او می پرسد که : «آیا شما از مایید یا از امت مرحومه؛ محمد بن علی (علیه السلام) پاسخ فرمود: از امت مرحومه»
    اسقف وقتی متوجه می شود سوالات خود را از او می پرسد .

    سوال اول: «شما مسلمانان از کجا مى‌‏گویید که بهشتیان مى‏‌خورند و مى‏‌آشامند، ولى نیاز به قضاى حاجت ندارند؟ آیا دلیلى یا نمونه‌‏اى مانند آن در این جهان سراغ دارید؟» امام جواب می دهد: «بله نمونه آن، جنینى است که در رحم مادرش تغذیه مى‏‌کند، ولى مدفوعى ندارد و نیاز به قضاى حاجت پیدا نمى‏‌کند.»

    اسقف دوباره پرسید: «شما از کجا ادعا مى‌‏کنید که نعمت‌ها و میوه‏‌هاى بهشتى کم نمى‌‏شوند و هر چه از آنها مصرف شود، باز به حال خود باقى مى‏‌مانند ؟ آیا نمونه روشنى از پدیده‏‌هاى این جهان مى‌‏توانید ذکر کنید؟»

     امام (علیه السلام)  فرمود: «بله ، نمونه بارز آن در عالم محسوسات، آتش است. شما اگر از شعله شمعى صدها چراغ روشن کنید ، از شعله آن کم نمى‏‌شود.» اسقف با شنیدن این جواب ها شگفت زده می شود .

    اسقف هر بار سوال می کند و جواب قانع کننده، می شنود .
    پرسش‌هاى دیگرى مطرح کرد و هر بار پاسخى قانع کننده میشنید و همگی دیدند امام (علیه السلام) بر اسقف پیروز شد.

     

    منبع: برگرفته از : جلد اول کافی، مرحوم کلینی



    موضوعات: سیره پیشوایان, امام باقر علیه السلام
    [دوشنبه 1399-05-06] [ 02:51:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      مناظرات امام رضا علیه السلام با بزرگان ادیان (1) ...

     

    مناظره  اول : مناظره امام با جاثلیق مسیحی

    در یکی از مناظراتی امام رضا علیه السلام با بزرگان و ادیان داشتند مناظره با جاثلیق بود.

     اعتراف اول:

    در قسمتی از این مناظره اماده است که : امام (علیه السلام)  شروع به سخن کرد  و فرمود : ای  نصرانی اگر با انجیل  خودت که به آن اعتقاد داری برایت  استدلال کنم به  حقانیت اسلام قرار خواهی کرد؟  جاثلیق گفت :  نمی توانم گفتار انجیل را انکار کنم  به خدا قسم اقرار خواهم کرد . امام(علیه السلام)   روبه جاثلیق کرد و فرمود:  هرچه می خواهی بپرس و جوابش را  بشنو .  جاثلیق به امام (علیه السلام)  گفت : آیا نبوت عیسی (علیه السلام)  و کتابش را انکار می کنی؟  امام(علیه السلام)   جواب داد:  من به عیسی و کتابش و بشارت های آن و حواریونش ایمان دارم  و  به عیسی ای که  نبوت محمد (صلی الله علیه و اله ) را انکار کرده ،  کافرم.  

    جاثلیق گفت : مگر در قضاوت از  دو شاهد عادل  استفاده نمی‌کنی؟  امام ( علیه السلام) فرمود: بله  . جاثلیق از امام(علیه السلام) خواست  دو شاهد  غیر مسلمان بیاورد که بر نبوت پیامبر اسلام ( صلی الله علیه و اله) شهادت دهند . و  جاثلیق هم دو نفر شاهد عادل غیر مسیحی بیاورد.  امام (علیه السلام)  پذیرفت و به جاثلیق فرمود: به انصاف سخن گفتی.  امام (علیه السلام)  فرمود:  من عادلی را برایت می گویم که در نزد عیسی بن مریم از همه قابل قبول تر بود. . جاثلیق وقتی شنید پرسید او کسیت؟ امام (علیه السلام)   فرمود یوحنای دیلمی

    جاثلیق با خوشحالی گفت بله او محبوبترین شخص نزد مسیح است. امام ( علیه السلام) رو به جاثلیق می فرماید : آیا  این  کلام را از یوحنا شنیدی که از عیسی بن مریم نقل می کند و می گوید:  «مسیح  مرا از دین  محمد عربی باخبر ساخت و بشارت داد که بعد از او چنین  پیامبری خواهد آمد و  من نیز به حواریون  بشارت دادم و آنها ایمان آوردند.»  جاثلیق می گوید بله ، یوحنا این سخن را نقل کرده اما  نگفته در چه زمانی اتفاق می افتد تا ما آن گروه را بشناسیم .  امام می فرماید: اگر کسی بیاید و انجیل را بخواند  و نام محمد و اهل بیتش ( علیهم السلام) تلاوت کند آیا ایمان می آوری ؟ جاثلیق می پذیرد. امام  ( علیه السلام)  به «نسطاس»  و  سپس به «راس جالوت» میفرماید: آیا سِفر سوم تورات را  حفظ هستید . هر دو  پاسخشان مثبت بود. امام ( علیه السلام ) ادامه می دهد و «سِفر سوم تورات»  را از بر می خواند. و اسم حضرت رسول و اهلبیتش را که در انجیل آمده تلاوت می کند .  و روبه جاثلیق می کند و ادامه میدهد: که اگر بخواهی انکار کنی باید عیسی و موسی را انکار  کنی.  جاثلیق جواب می دهد که: « اعتراف می کنم.»

    اعتراف دوم:

     در ادامه مناظره امام (علیه السلام ) به جاثلیق می فرماید:   ما به آن که به عیسی ای که به  محمد ایمان داشت ایمان داریم ولی تنها ایرادی که به پیامبر شما  داریم این است که او کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند. جاثلیق  گفت:  به خدا سوگند علم خود را باطل کردی و پایه کار خویش را ضعیف نمودی و من گمان میکردم تو عالم ترین  مسلمانان هستی. 

    امام (علیه السلام)  فرمود: مگر چه شده جاثلیق گفت : بخاطر اینکه می‌گویی عیسی  در عبادت ضعیف بود و کم روزه می‌گرفت و کم نماز می‌خواند در حالیکه او حتی یک روز را بدون روزه  سپری نکرد و هیچ شبی را به طور کامل نخوابید و همیشه روزها روزه بود و شب ها شب زنده دار.

     امام(علیه السلام ) فرمود:  بگو ببینم برای چه کسی روزه می‌گرفت؟ و  نماز می‌خواند ؟ جاثلیق نتوانست پاسخ بدهد و ساکت و شرمنده شد زیرا اگر به بنده بودن عیسی  اعتراف می کرد و می گفت برای خدا عبادت می کرد؛  با  ادعای خدایی او (طبق عقایدشان)   سازگار نبود .

    امام علیه السلام فرمود:  سوال دیگری دارم  . جاثلیق با تواضع گفت اگر بدانم پاسخ می‌گویم. امام فرمود:« تو قبول داری که عیسی  مردگان را به اذن خدا زنده می‌کرد.»  جاثلیق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت قبول ندارم.  زیرا آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد، پروردگار است و مستحق عبودیت و با آنچه که قبلا پذیرفته سازگار نیست.

     امام فرمود : الیسع( علیه السلام) نیز همین کار را کرد و بر آب  راه می رفت و مردگان را زنده کرد و نابینا  و مبتلا به بر ص  را شفا داد اما امتش قائل به  خدایی  او نشدند و کسی او را عبادت نکرد .

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام رضا علیه السلام
    [پنجشنبه 1399-04-12] [ 11:25:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نوشتن توحید مفضل ...

    وقت غروب بود که «مفضل» وارد مسجده شده بود. مدتی در مسجد تنها بود و مشغول عبادت. اما بعد از درنگی  ابوالعوجاء یکی از دانشمندان معروف وارد شد و به دنبال او یک مرد جوان. دو مرد بعد از احوالپرسی روبه قبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) کردند. ابوالعوجاء  گفت :« ببین صاحب این قبر به چه عظمتی رسیده» مرد جوان پاسخ میدهد: «او یک فیلسوف با ادعاهای بزرگ که توانست با جذب مردم ، نام خود را درکنار خدا قرار دهد و مردم هر روز پنج بار از او یاد کنند.» مرد جوان با خواندن ایه از قرآن صحبت را ادامه می دهد و می پرسد که واقعا این جهان افریدگاری دارد؟ ابوالعوجاء پاسخ میدهد: «این خدا زاییده افکار مردم ترسو است که همواره می خواهند یک بزرگتر بالا سر داشته باشند و گرنه طبعیت است که طبیعت را بوجود می آورد.» مرد جوان تایید می کند.

    مفضل از خشم به حرف می آید و ابوالعوجاء را مورد خطاب قرار میدهد.« ای ملحد کارت به جایی رسیده که به خدا و رسولش بی ادبی می کنی؟ اگر تنها به خودت رجوع کنی قدرت و عظمت خداوند را خواهی یافت»

    ابوالعوجاء پاسخ می دهد:«تو کیستی ؟ اما اگراز دوستان جعفر بن محمد(علیه السلام) باشی ، بدان که این رفتار تو شیوه او نیست .او بارها این سخنان ما را شنیده اما اینگونه که تو رفتار کردی او نکرد.» بعد از نماز مفضل با ناراحتی خود را به محضر امام رساند و ماجرا را برای امام بازگو کرد. امام (علیه السلام)با افسوس به فضل فرمود:«فردا صبح نزد من بیا تا حکمت خدا از افرینش جهان و مخلوقات برایت بگویم.» صبح با طلوع افتاب مفضل خود را به منزل امام(علیه السلام) رساند و تا اذان ظهر پای درس امام نشست . و امام می گفت و مفضل می نوشت. بعد از آن مفضل به ارامش رسید. و اینگونه شد که «کتاب توحید» را در چهار روز نوشت و معروف شد به «توحید مفضل»

    منبع:

    برگرفته از کتاب: فواره های گنجشک ها نوشته محمود پور وهاب

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام صادق علیه السلام
    [سه شنبه 1399-03-27] [ 04:10:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      امام خمینی از دیدگاه اندیشمندان سیاسی جهان (1) ...

    موضوعات: مناسبات
    [چهارشنبه 1399-03-14] [ 07:18:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      داستان هایی از زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام ...

    وارث حیدر باش

    روایت شده حضرت زهرا سلام الله علیها هنگام بازی دادن فرزندش ، حضرت امام حسن علیه السلام ، این اشعاد را می خواند و از این راه به پرورش روحی ایشان  می پرداخت: « اشبه اباک یا حسن و اخلع  عن الحق ارسن و اعبد الها ذالمنن و لا توال ذا الامن ؛    ای حسن! مانند پدرت باش و ریسمان از گردن حق بردار و معبود احسانگر را بپرست و با کینه توزان دوستی مکن)(1)

    خُلق کریمان

    امام حسن (علیه السلام) در همسایگی خود مردی یهودی داشتند که دیوار منزلش ترک داشت و نجاست به دیوار حیاط منزل امام نشت کرده بود.

    روزی زن آن همسایه‌ی یهودی، منزل امام حسن (علیه السلام) آمد و پی به موضوع و آزار‌شان برد. داستان را به شوهرش نقل کرد. شوهرش منزل امام رسید و پرسید چرا اعتراضی نکرده‌اید؟

    امام فرمودند: این نشت نجاست در حدی نبود که برای من مشکل‌ساز باشد و همسایه باید همسایه را در حد توان تحمل کند. در دین ما مدارا با همسایه بسیار توصیه شده است.  مرد یهودی با خانواده همان لحظه به اسلام روی آوردند و مسلمان شدند. 

     

    پ.ن :

    1- منبع :فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی، ص 112  

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام حسن مجتبی علیه السلام
    [جمعه 1399-02-19] [ 01:08:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      حضرت خدیجه سلام الله علیها در کلام بزرگان ...

    ام المومنین  خدیجه سلام  الله علیها

    خدیجه زنی دور اندیش ، شریف و خردمند که در جاهلیت  معروف به طاهره بود.  برای اسلام وزیر صداقت بود.  شریف ترین زنان قریش از لحاظ نسب  و از همه ی آنها ثروتمندتر . همه ی قوم  بر ازدواج با او حریص بودند، اگر  می توانستند.  همواره  نیاز تهیدست را برآورده می کرد، و گرسنه را اطعام می نمود، و برهنه را می پوشانید.  در اخلاق ونسب و ثروتش میان قوم خود یگانه و منحصر بود. خدیجه از بهترین زنان پیغمبر صلی الله علیه و اله  و محبوبترین آنها  نزد ایشان بود. رسول خدا صلی الله علیه واله  به او احترام می گذاشت، و در همه ی کارها با او مشورت می کرد. او نخستین کسی بود که به پیغمبر ایمان آورد، و پیغمبر تا زمانی که خدیجه  در قید حیات بود ، هرگز همسر دیگری برنگزید. همه ی فرزندان آن حضرت جز ابراهیم از خدیجه اند.  اطمینان ،  تصدیق  و ایمان  خدیجه به مردی که او را دوست می داشت تا واپسین لحظات زندگی روز به روز بیشتر می شد.  خدیجه از دردهای مبارزه ای که  پیغمبر در آن وارد می شد استقبال می کرد، و در امواج این پیکار دوشادوش با او  فعالیت و  شکیبایی  می کرد ؛ بی آنگه سست شود یا هراسی به دل راه دهد. بلکه از این پل های غم و اندوه، و حوادث سنگین، با تبسمی از بزرگواری و عظمت عبور می کرد، آن چنان که نظیر این جز از سازندگان تاریخ سابقه نداشته است. او با سینه ی باز و گشاده و قامت شعله ور از ایمان، خود از طوفان حوادث استقبال می کرد، بی آنکه احساسی از بازتابی ویرانگر، و یا اضطرابی مانند  صاعقه داشته باشد. خدیجه بر این حریص بود که رضایت پیامبر را به هر شکل ممکن جلب نماید. و هرگز از او چیزی دیده نشد که موجب خشم و غضب آن حضرت شود، چنانکه از دیگران دیده شد.

    پیامبر صلی الله علیه و اله خطاب به ام المومنین سلام الله علیها می فرماید :ای خدیجه! خداوند متعال هر روز به وجود تو چندین بار به ملائکه اش مباهات می کند

    منابع:

    1- اعیان الشیعه، ج 15، ص  79 ،                  2- سیر اعلام النبلاء، ج2 ،                        3  - اسدالغابه، ج5، ص 439،     4- سیره ابن هشام، ج1، ص 200 ،          5- تذکره الخواص، ص 312 ،                 6-صفوه الصفوه، ج2، ص 2،            7- عقیله الوحی، ص 20

     

     

     

     

     

     

     

     

    موضوعات: مناسبات
    [دوشنبه 1399-02-15] [ 07:25:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی اکبر علیه السلام از زبان معاویه ...

     

    افتخار کردن معاویه به علی اکبر علیه السلام

    معاویه بن ابی سفیان در جمع یاران خود نشسته و از آنها پرسید: به نظر شما امروز کدام جوان لایق حکمرانی و خلافت بر مسلمانان را دارد؟ - جوانی که بتواند قلمرو فتح شده از آسیای میانه تا افریقا را اداره کند؟ - اطرافیان معاویه به رسم تملق و چالوسی گفتند یزید لایق ترین است.  اما معاویه در پاسخ می گوید تملق بس است. اما من می گویم : لایق ترین شخص برای این حکمرانی  علی بن الحسین بن علی(علیهما السلام)  است؛  زیرا او  هم شجاعت بنی هاشم و هم سخاوت بنی امیه و هم زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.

    او  که اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِ الله (از نظر صورت و سیرت و گفتار، شبیه‏‌ترین مردم به رسول) بود، زیبایی، ملاحت ودلربایی(خَلْقاً) ، بلند نظری، ادب ، خشوع وشجاعت و صلابت در گفتار (خُلْقاً ) پیامبر صلی الله علیه و اله را به ارث برده است . صدای خوشش همان صدای رسول الله (صلی الله علیه و اله) بود به گونه ای که هر گاه سید الشهدا علیه است دلتنگ صدای جد خود می شد به علی می فرمود: « علی جان برای من قرآن بخوان تا از آن لذت ببرم»

    مادرش بانو لیلی بنت ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی از قبیله ثقیف بود. و مادر لیلی زنی از بنی امیه بود.

    ارزش های علی اکبر آنقدر بود که تمام  بنی امیه به داشتن این نیمچه انتساب ، افتخار کنند و علی اکبر را از خود بدانند.

    موضوعات: مناسبات
    [شنبه 1399-01-16] [ 11:22:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله از منظر هبر انقلاب ...

    تواضع و مردم داری

    در سیره اجتماعی، پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ با غلامان نشست و برخاست می کرد و با آنها غذا می خورد او بر روی زمین نشسته بود و با عده ای از مردمان فقیر غذا می خورد. زن بیابان نشینی عبور کرد و با تعجب پرسید: یا رسول الله! تو مثل بندگان غذا می خوری؟ پیامبر تبسمی کردند و فرمودند: «ویحکِ ایُّ عَبدٍ اُعبُد منّی» از من بنده تر کیست؟ او لباس ساده می پوشید. هر غذایی که در مقابل او بود و فراهم می شد، می خورد؛ غذای خاصی نمی خواست؛ غذایی را به عنوان نامطلوب رد نمی کرد، در همه تاریخ بشریت، این خلقیات بی نظیر است.

    رعایت بهداشت

    در عین معاشرت، او (پیامبر) در کمال نظافت و طهارت ظاهری و معنوی بود، که عبدالله بن عمر گفت: از او بخشنده تر و یاری کننده تر و شجاع تر و درخشان تر کسی را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود. معاشرت انسانی، معاشرت حسن، معاشرت مانند خود مردم، بدون تکبر، بدون جبروت.

    ابهت در عین رأفت

    با این که پیامبر هیبت الهی و طبیعی داشت و در حضور او مردم دست و پای خودشان را گم می کردند، اما او با مردم ملاطفت و خوش اخلاقی می کرد. وقتی در جمعی نشسته بود، شناخته نمی شد که پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است. مدیریت اجتماعی و نظامی او در حد اعلی بود و به همه کار سر می کشید.

    کتاب درس های پیامبر اعظم( صلی الله علیه و اله) « بیانات رهبر انقلاب درباره شخصیت و بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله»

    دریافت کنید

    موضوعات: سیره پیشوایان, رسول اکرم صلی الله علیه و اله
    [یکشنبه 1399-01-03] [ 03:07:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت