اندیشه والا








تیر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو









آمار


  • امروز: 10
  • دیروز: 6
  • 7 روز قبل: 69
  • 1 ماه قبل: 1372
  • کل بازدیدها: 141288



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه



     
      حسین از زبان حسین ...

    حسین از خود می گوید 

    خلیفه بر منبر خطبه می خواند. او به بالای منبر می رود؛ خطاب به خلیفه می گوید: از منبر پدرم پایین بیا و بر منبر پدرت بنشین! خلیفه پاسخ می دهد: پدرم منبری نداشت.حسین (علیه السلام) خود روایت می کند که : خلیفه مرا نزد خود خواند و روی منبر نشاند. پرسید. چه کسی اینها را به تو یاد داده است؟ گفتم: هیچ کس. 

    خلیفه اعتراف می کند که حتی موی سر خود را پس از خدا از حسین و خاندانش دارد. 

    اما این اعتراف کجا و بر مسند خلافت نشستن کجااااا؟؟؟؟  (1) ,(2)

     

    آبرویِ نَدار

    مردى از انصار  خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و از او در خواست كمك كرد.
    امام عليه السلام فرمود: برادر انصارى! آبروى خود را با درخواست حضورى حفظ كن و حاجتت را در نامه اى بنويس من ان شاء اللّه به آن عمل خواهم كرد به گونه اى كه شاد گردى .
    آن مرد هم در نامه نوشت : اباعبداللّه ! فلان شخص پانصد دينار از من طلبكار است و بر گرفتن آن اصرار مى ورزد، به او بگو به من مهلتى بدهد.
    امام علیه السلام نامه راخواند به منزل رفت و كيسه اى آورد كه هزار دينار در آن بود همه را به مرد فقير داد و فرمود: با پانصد دينار آن وام خود را بپردازد و باپانصد دينار ديگر زندگى خود را اداره كن و جز از يكى از اين سه كس درخواستن نكن : «مرد ديندارياصاحب مروت و يا اصيل و خانواده دار، زيرا انسان ديندار بهنگام درخواست ديگران با كمك به آنها ديتش راحفظ مى كند و انسان با مروت بخاطر مروتى كه دارد از كمك نكردن شرم دارد، و انسان اصيل مى داند كه تو با درخواستى كه كردى از آبروى خود مايه گذاردى و با آن برآوردن حاجتت آبروى تو را حفظ مى كند» (3)

     

    پ. ن

    1- برگرفته از روایت صحیح عبید بن حنین از امام حسیت(علیه السلام) قَالَ : صَعِدتُ المِنْبَرَ إِلَى عُمَرَ فَقُلْتُ: انزِلْ عَنْ مِنْبَرِ أَبِی، وَاذْهَبْ إِلَى مِنْبَرِ أَبِیْکَ. فَقَالَ: إِنَّ أَبِی لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْبَرٌ ! فَأَقْعَدَنِی مَعَهُ، فَلَمَّا نَزَلَ، قَالَ: أَیْ بُنَیَّ! مَنْ علَّمَکَ هَذَا ؟ قُلْتُ: مَا عَلَّمَنِیْهِ أَحَدٌ. قَالَ: أَیْ بُنَیَّ! وَهَلْ أَنْبتَ عَلَى رُؤُوْسِنَا الشَّعْرَ إِلاَّ اللهُ ثُمَّ أَنْتُم. وَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ، وَقَالَ: أَیْ بُنَیَّ! لَوْ جَعَلْتَ تَأْتِینَا وَتَغْشَانَا

    2- خلیفه منظور: خلیفه دوم عمر بن خطاب

    3- برگرفته از: تحت العقول

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام حسین علیه السلام
    [سه شنبه 1399-12-26] [ 10:19:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی اکبر علیه السلام از زبان معاویه ...

     

    افتخار کردن معاویه به علی اکبر علیه السلام

    معاویه بن ابی سفیان در جمع یاران خود نشسته و از آنها پرسید: به نظر شما امروز کدام جوان لایق حکمرانی و خلافت بر مسلمانان را دارد؟ - جوانی که بتواند قلمرو فتح شده از آسیای میانه تا افریقا را اداره کند؟ - اطرافیان معاویه به رسم تملق و چالوسی گفتند یزید لایق ترین است.  اما معاویه در پاسخ می گوید تملق بس است. اما من می گویم : لایق ترین شخص برای این حکمرانی  علی بن الحسین بن علی(علیهما السلام)  است؛  زیرا او  هم شجاعت بنی هاشم و هم سخاوت بنی امیه و هم زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.

    او  که اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِ الله (از نظر صورت و سیرت و گفتار، شبیه‏‌ترین مردم به رسول) بود، زیبایی، ملاحت ودلربایی(خَلْقاً) ، بلند نظری، ادب ، خشوع وشجاعت و صلابت در گفتار (خُلْقاً ) پیامبر صلی الله علیه و اله را به ارث برده است . صدای خوشش همان صدای رسول الله (صلی الله علیه و اله) بود به گونه ای که هر گاه سید الشهدا علیه است دلتنگ صدای جد خود می شد به علی می فرمود: « علی جان برای من قرآن بخوان تا از آن لذت ببرم»

    مادرش بانو لیلی بنت ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی از قبیله ثقیف بود. و مادر لیلی زنی از بنی امیه بود.

    ارزش های علی اکبر آنقدر بود که تمام  بنی امیه به داشتن این نیمچه انتساب ، افتخار کنند و علی اکبر را از خود بدانند.

    موضوعات: مناسبات
    [شنبه 1399-01-16] [ 11:22:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت