اندیشه والا








تیر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو









آمار


  • امروز: 75
  • دیروز: 6
  • 7 روز قبل: 69
  • 1 ماه قبل: 1372
  • کل بازدیدها: 141288



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه



     
      بزرگانی که پرستاری کردند (قسمت اول) ...

     

     

    1-حضرت یوسف علیه السلام

    یکی از پیامبران که نسبت پرستاری به اوداده شده حضرت یوسف علیه السلام می باشد، علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار آورده اند:

    امام صادق علیه السلام: یکی از عواملی که موجب شد حضرت یوسف علیه السلام را فردی نیکوکاربدانند، این بود که در زندان به امر بیماران وپرستاری از آنان اهتمام می روزید و از آنان مراقبت می نمود.

     امام صادق علیه السلام یکی از عوامل رشد و تعالی حضرت یوسف علیه السلام رادر مراقبت از بیماران ذکر نموده است.(1)

     

    2- پیامبرصلی الله علیه وآله

     حضرت امیر المومنین علی علیه السلام، گوشه ای از پرستاری پیامبرگرامی صلی الله علیه وآله را در شبی که وجود مبارک ایشان مبتلا به تب بوده یادآوری می نمایند.

    امام علی علیه السلام می فرمایند: شبی تب وجودم را فراگرفت وخواب را از من ربود. بدین جهت رسول خداصلی الله علیه وآله تا صبح نیز بیدار بود و شب را بین من و نماز تقسیم می کرد. پس از نماز نزد من می آمد و جویای حال من می شد و با نگاه کردن به من از وضعیت بیماری ام اطلاع می یافت و شیوه پیامبرصلی الله علیه وآله تا طلوع صبح این چنین بود. پس از آن که حضرت با اصحاب نماز گذاردند در حق من دعا کردند که خدایا!علی را شفا ده و سلامتی بخش که به خاطربیماری اش تا صبح نخوابیدم.(2)

     

    3- امام علی علیه السلام

    ✨امام حسین علیه السلام می فرمایند :هنگامی که  فاطمه زهراعلیها السلام دخترگرامی رسول خداصلی الله علیه وآله بیمار شد به علی علیه السلام سفارش نمود، بیماری او را پنهان کنند و اجازه ملاقات به کسی ندهند. حضرت این گونه عمل کرد و خود عهده دار پرستاری از فاطمه علیها السلام شد و اسماء ایشان را یاری می کرد.(3)

     

    4- فاطمه علیها السلام

    در جنگ احد دندان پیامبراسلام صلی الله علیه وآله شکست و کلاهخود برسرایشان زخم واردکرد، در آن هنگام فاطمه علیها السلام خون جراحت پیامبر صلی الله علیه و آله را می شست و علی علیه السلام با سپرآب می آورد، چون فاطمه سلام الله علیها مشاهده کرد خون بندنمی آید، تکه حصیری را سوزاند و خاکستر آن را روی زخم گذارد تا خون بند آید.

    گروهی از زنان از جمله فاطمه علیها السلام وبعضی از زنان پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله آب و غذا بردوش حمل می کردند و به مجروحان جنگ آب می دادند و آن ها را مداوا می کردند.(4)

     

    منابع:

    1- بحار الانوار، ج۱۲،ص۲۱۷

    2- بحار الانوار، ج۴۳،ص173

    3- بحار الانوار، ج۴۳،ص۲۱۱

    4- مغازی،ج۱،ص 249

    موضوعات: مناسبات, روز پرستار
    [شنبه 1397-10-22] [ 09:10:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بزرگانی که پرستاری کردند (قسمت دوم) ...

     

    5- زینب علیها السلام

    امام سجاد علیه السلام میفرمایند :شبی که فردای آن پدرم به شهادت رسید، من نشسته بودم و عمه ام زینب در نزد من بود و ازمن به گونه ای نیکوپرستاری می کرد.

    6- رفیده

    یکی از اصحاب پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله به نام سعدبن معاذ جراحت سختی در جنگ خندق برداشته بود، به دستور پیامبرصلی الله علیه وآله درمسجد، درخیمه زنی به نام رفیده، سعد راقرار داده ورفیده در این خیمه مجروحان جنگ را مداوا می کرد و به پرستاری و مراقبت از آنان می پرداخت.(1)

     

    7- نسیبه

    نسیبه یکی از پرستاران فداکار و نمونه زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله بود.

    با این که زخمهای زیادی از جنگ احد در بدن داشت، هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمان حرکت به سوی دشمن را داد، با بستن زخمهای خود تلاش فراوانی کرد که همراه مسلمین شرکت جوید ولی خونریزی فراوان توان رفتن را از او ربوده بود.(2)

     

    8- ام سلیمه و ام عطیه

     انس بن مالک نقل می کند: بعد از جنگ احد، علی علیه السلام را نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آوردند، درحالی که شصت و چند زخم و جراحت بر بدن داشت.در این وقت پیامبرصلی الله علیه وآله به ام عطیه وام سلیمه دستور داد زخمهای حضرت رامداوا کنند و زخمهای ایشان چنان بود که این دو گفتند: به خاطر فراوانی زخمها و خونریزی شدید برجان علی علیه السلام بیمناک شدیم.(3)

     

    منابع:

    1-  سیره ابن هشام ج۲ ص۲۵۰

    2- مغازی ج۱ ص۲۷۰

    3- بحارالانوارج۴۱ ص 3

     

     

     

    موضوعات: مناسبات, روز پرستار
     [ 09:00:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟ ...

    چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟

    در پاسخ به این سوال باید به چند نکته  توجه کنیم :

    1-دیه یک مسله اقتصادی است و راهی برای جبران خسارت وارده به خانواده و فرد، تعلق می گیرد. پس امریمتعلق به بعد جسمانی انسان  نه به بعد انسانی انسان.

    2- بر اساس تعالیم اسلامی زن و مرد در بعد انسانی یکسان هستند و هیچ برتری از این نکاه بر همدیگر ندارند. این مسله را می توان هم در قرآن ، هم روایات و هم در دستورات اخلاقی اسلام یافت . به عنوان مثال برای تکلم با خدا ، قرآن هم حضرت موسی «علیه السلام» را یاد می کند و هم حضرت مریم «سلام الله علیها » را و موارد متعدد دیگر که با مراجعه به منابع می توان آنها را دید.

    ر.ک: آل عمران/195،نساء/195و124،حجرات/13 و…

    3- با توجه به اینکه روال طبیعی و معمول زندگی این است که مدیریت اقتصادی خانواده با مرد، می باشد از این لحاظ اگر مرد آسیب ببیند قطعا مشکلات اقتصادی خانواده او به مراتب بیشتر خواهد بود نسبت به  خانواده ای که در آن زن آسیب ببیند.  از این رو پرداخت نفقه زن و فرزندان در صورت اسیب دیدن پدر یا فقدان او از طریق دیه انجام می شود.

    4- در شرع اسلام دیه زن و مرد در غیر قتل  مساوی است مگر اینکه دیه بیشتر از ثلث(یک سوم) شود در این صورت دیه زن نصف می شود . حال اگر عدم تساوی دیه نشانه ارزش انسانی است؛ می بایست که در همه حالات دیه زن نصف مرد باشد.

    5- مرد همواره به عنوان «عاقله» در دادن دیه خطا نزدیکان خود شریک است و عدالت اقتضاء می کند که در قبال هر تکلیفی حقی داده شود.

    موضوعات: شبهات
    [پنجشنبه 1397-09-22] [ 03:21:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی محمد باب کیست ...

    زندگی نامه «علی محمد باب»

    «علی محمد شیرازی» آغاز گر جریان بابیت ، سال 1235 هجری شمسی در شیراز متولد شد. پدر او «میرزا رضا بزاز» و مادرش» فاطمه بیگم» از سادات حسسینی است. او در کودکی پدر خود را از دست میدهد و تحت تکفل دایی خویش در می آید. دایی، او را در پنج سالگی به مکتب خانه «قهوه اولیاء» که امروزه به« بیت العباس» معروف است؛ می فرستد. «گلپایگانی » یکی از مبلغین بهائیت مدت تحصیل «علی محمد باب» در این مکتب خانه را پنج سال  ذکر می کند.

    علی محمد در مکتب خانه تحت تعلیم «شیخ محمد عابد» قرار گرفت و توسط او آموزش ابتدایی را آموخت. استاد، خود از مریدان «شیخ احمد احسایی » «رهبر فرقه شیخیه بود» و از همان ابتدا «علی محمد »را با« فرقه شیخیه» و افکار آن آشنا کرد. اما از آن جهت که «علی محمد» توانایی پایینی در یادگیری درس  داشت ؛ به دفعات متعدد توسط استاد خود مورد تنبیه قرار می گیرد که بعدها از این تنبیه ها در کتاب خود «بیان » یاد می کند.

    او در سن 15 سالگی همراه با دایی خود برای تجارت عازم «بوشهر» می شود. اقامت او در بوشهرتقریبا 5 سال به طول انجامید.

    «علی محمد باب» در مدت اقامت خود  در« بوشهر» دو اقدام مورد توجه داشت:

    1- گفتن ذکر و ورد در گرمای ظهر تابستان در پشت بام که« زرندی» مورخ بهایی آن را در کتاب تاریخ خود« تاریخ زرندی» آورده است.

    2- اما دومین اقدام علی محمد شیرازی در بوشهر همکاری با شرکت «ساسون» بود. شرکت « ساسون» با مدیریت « دیوید ساسون» از یهودیان بغداد و عامل بریتانبا بود. کار این شرکت کاشت تریاک و صدور آن به« چین» بود.

    تحلیل های تاریخی حکایت از نزدیکی «علی محمد باب» به این تشکیلات دارد.

    آغاز دعوت

    علی محمد در سن نوزده سالگی برای ادامه تحصیل از بوشهر عازم کربلا شده و در آنجا در درس سید کاظم رشتی حاضر می شود. اما در سال 1256 ه.ق به محل تولد خود ، یعنی شیراز باز می گردد. در شیراز همچنان مطالعه اندیشه های مختلف می پردازد. سال 1259 سید کاظم رشتی از دنیا می رود و بین برخی شاگردان او بر سر کسب جانشینی وی رقابتی تنگاتنگ اتفاق می افتد.از جمله افرادی که ادعای جانسینی استاد را می کند علی محمد باب است. علی محمد با وجود علم کم خویش نه تنها ادعای جانشینی استاد را می کند بلکه ادعایی بلاتر را مطرح می کند و خود را باب و نائب خاص امام زمان علیه السلام معرفی می کند. و از اینجا ادعای علی محمد باب و دعوت بابیه اغاز می شود.

    نویسندگان بهایی برای بیان و اثبات فضایل علی محمد تلاش زیادی کردند از جمله فاضل مازنرانی که در کتاب خود این گونه از علی محمد باب و آغاز دعوت یاد می کند: « تا سید باب به محضر سید رشتی ورود فرمود با اینکه باب جوانی بیست و چهار ساله بود و سید رشتی مردی پنچاه ساله ، درس را احترام له (به احترام او) موقوف نمود(تعطیل کرد) و توجه تلامیذ(شاگردان)را به صحبت حضرت باب معطوف فرمود و در حین صحبت چنان احترامات فائقه و تکریمات لائقه از مورود(سید رشتی) نسبت به وارد(علی محمد باب)طاهر شد که همگی ئر شگفت و حیرت افتادند و مسائل از آثار ظهور موعود در میان آوردند. که پس از این مقدمات و بروز داعیه ایشن همگی طلاب ، آن مسائل را راجع به سید باب دانسته و غرض سید رشتی از این مسائل بود که به طلاب بفهماند حضرت باب قائم موعود و مهدی منتظر است…»

    ادعایی که فاضل مازندرانی در پی اثبات آن بود حتی بالاتر از ادعای اولیه خود علی محمد باب بود.

     

    برگرفته از :

    1-کتاب «جستارهایی از تاریخ بهائیتگری در ایران« ، اثر »عبدالله شهبازی»

    2-«تلخیص تاریخ نبیل زرندی» اثر «عبدالحمید اشراق خاوری»

    3- «تاریخ و نقش سیاسی رهبران بهایی» اثر «مرتضی احمد. آ»

     

     پی نوشت: سید کاظم رشتی: برترین شاگرد شیخ احمد احسایی رهبر فرقه شیخیه است که بعد از مرگ استاد رهبریه فرقه را بر عهده می گیرد.محققان شیخیه سید کاظم رشتی را منشا اکثر اراء نادرست شیخیه می دانند و معتقدند نظراتی را دارد که شیخ احمد احسایی هم نداشت.

     

    موضوعات: بابیت, فرق و مذاهب
    [چهارشنبه 1397-09-14] [ 12:42:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      عامل شهادت امام جواد علیه السلام ...

    طراحان و مجریان قتل

    در شهادت امام جواد علیه السلام گروهی با هم شریک بودند. که برخی به صورت مستقیم و گروهی غیر مستقیم اقدام کردند. این افراد عبارتند از:

    1- یحیی بن اکثم

    او قاضی القضات عصر ماموم و قاضی درباری بود. او به اعتراف « ابن خلکان»در جلد ششم کتاب « وفیات الاعیان»مبتلا به انحراف جنسی بوده است. هنگامی که بنی عباس با مامون درباره ازدواج دخترش ام فضل با امام جواد علیه السلام مخالفت کردند، ابن اکثم مورد حمایت مادی قضات دیگر قرار گرفت تا با امام جواد بحث فقهی کند و با شکست امام جواد علیه السلام 8 ساله ، این ازدواج را منتفی کند اما این اتفاق نیافتاد و او شکست خورد. پس از آن اتفاق شروع به بدگویی علیه امام کرد و بعدا به طرح ریزی برنامه شهادت امام علیه السلام اقدام کرد.

    2- احمد  بن داوود

    احمد  بن داوود یکی از قضات درباری دربار عباسی است که در مجلسی که معتصم عباسی برای تعیین حکم سارقی تشکیل می دهد، او اظهار نظر می کند. اظهار نظر او خطا می رود و حکم طبق نظر امام علیه السلام صادر می شود.

    ماجرای حکم سارق از این قرار بود: سارقی را به دربار معتصم می آورند . نظر قضات دربار و ابن داوود قطع دست این سارق به استناد به آیه« وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (1) اما امام با تببین این ایه با آیه « وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا؛ سجده گاه ها از آن خدا هستند »(2)  حکم به قطع فقط انگشتان می دهد که مورد تایید خلیفه و حضار قرار می گیرد. در پی این شکست ابن داوود می گوید:« آن روز برای من قیامتی شد و آرزو کردم که ای کاش زنده نبودم» بار دیگر این شکست را با دوست نزدیک خود ،«زرقان» درمیان می گذارد و می گوید : من بخاطر این سیاه( منظور امام جواد علیه السلام) در حضور خلیفه شکست خوردم و ازرو می کنم ای کاش بیست سال قبل از آن مرده بودم. بعد از این ماجرا کینه امام او را به برنامه ریزی شهادت امام علیه السلام وادار کرد.

    3- ام فضل

    زینب دختر مامون عباسی مشهور به ام فضل بود. امام جواد علیه السلام بنا به مصالح امت اسلامی تن به ازدواج با این خانم می دهد. او 15 سال با امام زندگی کرد؛ اما در نهایت قاتل امام می شود.امام علیه السلام با علم ویژگی های «ام فضل» مانند عدم اصالت خانوادگی ، برای ادامه امامت همسر دیگری به نام « ام حسن» را انتخاب می کند.


    4- معتصم عباسی

    نام اصلی او اسحاق بن ابراهیم بن هارون ، معروف به معتصم عباسی بود. او حاکم خود کامه ای که فقط به خلافت و حاکمیت خود فکر می کرد و برای حفظ این جایگاه خون های بسیاری را به زمین ریخت. معتصم فردی بی دانش،بی لیاقت،  بی تدبیر در مدیریت و تحت تاثیر اطرافیان بود. او تحت تاثیر توطئه «ابن داوود» قرار گرفت و دستور قتل امام جواد علیه السلام را صادر کرد.


    5- جعفر بن مامون

    او برادر تنی ام فضل بود و در ماجرای شهادت امام نقش مدد کاری داشت. «مسعودی» در کتاب « اثبات الوصیه» بیان می کند: « وقتی ابوجعفر به سوی بغداد حرکت کرد، معتصم و جعفر بن مامون پیوسته در فکر و تلاش برای قتل آن حضرت بودند.جعفر با خواهر خود در این باره صحبت کرده بود. چون از ناراحتی خواهر خود و حسادتش نسبت به امام خبر داشت.» ام فضل هم با کینه ای که از امام داشت آمادگی خود را برای قتل امام اعلام می کند.

     

     منابع:

    1- مائده/38

    2- جن/18

     

     

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام جواد علیه السلام
    [یکشنبه 1397-05-21] [ 03:30:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت