اندیشه والا








فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          








جستجو









آمار


  • امروز: 2
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 346
  • 1 ماه قبل: 2808
  • کل بازدیدها: 188813



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه





     
      داستان هایی از زندگی امام هادی علیه السلام ...

    متوكل، خلیفه سفاك عباسی، از توجه معنوی مردم به امام هادی علیه السلا م ترسیده بود و از اینكه مردم با میل خودحاضر بودند فرمان او را اطاعت كنند رنج می برد . از سویی، برخی اطرفیان به او گفتند ممكن است علی بن محمد (امام هادی)  قصد انقلاب داشته باشد و بعید نیست اسلحه و یا لااقل نامه هایی در خانه اش پیدا شود.

     متوكل یك شب بی خبر و بدون سابقه، نیمی از شب وقتی  همه ی چشمها به خواب رفته بودند ، عده ای از دژخیمان و خود را فرستاد ، خانه ی امام را تفتیش كنند و خود امام را هم حاضر نمایند. متوكل این تصمیم را در حالی گرفت كه مجلس شرابی تدارک دیده بود.. مأمورین سرزده وارد خانه ی امام شدند و اول به سراغ خودش رفتند. او را دیدند كه اتاقی را خلوت كرده و فرش اتاق را جمع كرده، بر روی ریگ و سنگریزه نشسته به ذكر خدا و راز و نیاز مشغول است. وارد سایر اتاقها شدند، از آنچه می خواستند چیزی نیافتند. ناچار فقط  خود امام را به حضور متوكل بردند.

    وقتی كه امام وارد شد، متوكل در صدر مجلس بزم نشسته مشغول میخوارگی بود. دستور داد كه امام پهلوی خودش بنشیند. امام نشست. متوكل جام شرابی كه دردستش بود به امام تعارف كرد. امام امتناع كرد و فرمود

    ««به خدا قسم كه هرگز شراب داخل خون و گوشت من نشده، مرا معاف بدار»

     متوكل قبول كرد، بعد گفت: «پس شعر بخوان و با خواندن اشعار نغز و غزلیات آبدار محفل ما را رونق

    ده »

    فرمود. «من اهل شعر نیستم و كمتر، از اشعار گذشتگان حفظ دارم»

    متوكل گفت: «چاره ای نیست، حتما باید شعر بخوانی.»

    امام شروع كرد به خواندن اشعاری

    «باتوا علی قلل الاجبال تحرسهم غلب الرجال فلم تنفعهم القلل / و استنزلوا بعد عز عن معاقلهمو اسكنوا حفراً یا بئس ما نزلواقله های بلند را برای خود منزلگاه كردند، و همواره مردان مسلح در اطراف آنها بودند و آنها را نگهبانی می كردندولی هیچ یك از آنها نتوانست جلو مرگ را بگیرد و آنها را از گزند روزگار محفوظ بدارد آخرالامر از دامن آن قله های منیع و از داخل آن حصنهای محكم و مستحكم به داخل گودالهای قبر پایین كشیده شدند، و با چه بدبختی به آن گودالها فرود آمدند)

    ناداهم صارخ من بعد دفنهماین الاساور و التیجان والحلل این الوجوه التی كانت منعمةمن دونها تضرب الاستار والكلل (در این حال منادی فریاد كرد و به آنها بانگ زد كه: كجا رفت آن زینتها و آن تاجها و هیمنه ها و شكوه و جلالها؟ / كجا رفت آن چهره های پرورده ی نعمتها كه همیشه از روی ناز و نخوت، در پس پرده های الوان، خود را از انظار مردم مخفی نگاه می داشت؟) 

    فافصح القبر عنهم حین سائلهمتلك الوجوه علیها الدود تنتقل / قد طال ما اكلوا دهراً و ما شربوافأصبحوا الیوم بعد الاكل قد اكلوا» (قبر عاقبت آنها را رسوا ساخت. آن چهره های نعمت پرورده عاقبة الامر جولانگاه كرمهای زمین شد كه بر روی آنها حركت می كنند!/ زمان درازی دنیا را خوردند و آشامیدند و همه چیز را بلعیدند، ولی امروز همانها كه خورنده ی همه ی چیزها بودند مأكول زمین و حشرات زمین واقع شده اند!)

    صدای امام با طنین مخصوص و با آهنگی كه تا اعماق روح حاضرین و از آن جمله خود متوكل نفوذ كرد این اشعار را به پایان رسانید. نشئه ی شراب از سرمستان پرید. متوكل جام شراب را محكم به زمین كوفت و اشكهایش مثل باران جاری شد

    به این ترتیب آن مجلس بزم درهم ریخت و نور حقیقت توانست غبار غرور و غفلت را، ولو برای مدتی كوتاه، از یك قلب پرقساوت بردارد.

     

    بر گرفته از بحارالانوار ، ج 2، احوال امام هادی، ص 149  و داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام هادی علیه السلام
    [یکشنبه 1397-12-19] [ 10:29:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      فضایل حضرت زینب سلام الله علیها از منظر علمای اهل سنت2 ...

    بیان فضائل حضرت زینب سلام الله علیها از زبان عالم اهل سنت

    موضوعات: سیره پیشوایان, حضرت زینب سلام الله علیها
    [شنبه 1397-10-22] [ 03:42:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فضائل حضرت زینب سلام الله علیها از منظر علمای اهل سنت ...

    جایگاه حضرت زینب سلام الله علیها از منظر علمای اهل سنت

     

    موضوعات: فرق و مذاهب, سیره پیشوایان, حضرت زینب سلام الله علیها
     [ 03:35:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      عامل شهادت امام جواد علیه السلام ...

    طراحان و مجریان قتل

    در شهادت امام جواد علیه السلام گروهی با هم شریک بودند. که برخی به صورت مستقیم و گروهی غیر مستقیم اقدام کردند. این افراد عبارتند از:

    1- یحیی بن اکثم

    او قاضی القضات عصر ماموم و قاضی درباری بود. او به اعتراف « ابن خلکان»در جلد ششم کتاب « وفیات الاعیان»مبتلا به انحراف جنسی بوده است. هنگامی که بنی عباس با مامون درباره ازدواج دخترش ام فضل با امام جواد علیه السلام مخالفت کردند، ابن اکثم مورد حمایت مادی قضات دیگر قرار گرفت تا با امام جواد بحث فقهی کند و با شکست امام جواد علیه السلام 8 ساله ، این ازدواج را منتفی کند اما این اتفاق نیافتاد و او شکست خورد. پس از آن اتفاق شروع به بدگویی علیه امام کرد و بعدا به طرح ریزی برنامه شهادت امام علیه السلام اقدام کرد.

    2- احمد  بن داوود

    احمد  بن داوود یکی از قضات درباری دربار عباسی است که در مجلسی که معتصم عباسی برای تعیین حکم سارقی تشکیل می دهد، او اظهار نظر می کند. اظهار نظر او خطا می رود و حکم طبق نظر امام علیه السلام صادر می شود.

    ماجرای حکم سارق از این قرار بود: سارقی را به دربار معتصم می آورند . نظر قضات دربار و ابن داوود قطع دست این سارق به استناد به آیه« وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (1) اما امام با تببین این ایه با آیه « وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا؛ سجده گاه ها از آن خدا هستند »(2)  حکم به قطع فقط انگشتان می دهد که مورد تایید خلیفه و حضار قرار می گیرد. در پی این شکست ابن داوود می گوید:« آن روز برای من قیامتی شد و آرزو کردم که ای کاش زنده نبودم» بار دیگر این شکست را با دوست نزدیک خود ،«زرقان» درمیان می گذارد و می گوید : من بخاطر این سیاه( منظور امام جواد علیه السلام) در حضور خلیفه شکست خوردم و ازرو می کنم ای کاش بیست سال قبل از آن مرده بودم. بعد از این ماجرا کینه امام او را به برنامه ریزی شهادت امام علیه السلام وادار کرد.

    3- ام فضل

    زینب دختر مامون عباسی مشهور به ام فضل بود. امام جواد علیه السلام بنا به مصالح امت اسلامی تن به ازدواج با این خانم می دهد. او 15 سال با امام زندگی کرد؛ اما در نهایت قاتل امام می شود.امام علیه السلام با علم ویژگی های «ام فضل» مانند عدم اصالت خانوادگی ، برای ادامه امامت همسر دیگری به نام « ام حسن» را انتخاب می کند.


    4- معتصم عباسی

    نام اصلی او اسحاق بن ابراهیم بن هارون ، معروف به معتصم عباسی بود. او حاکم خود کامه ای که فقط به خلافت و حاکمیت خود فکر می کرد و برای حفظ این جایگاه خون های بسیاری را به زمین ریخت. معتصم فردی بی دانش،بی لیاقت،  بی تدبیر در مدیریت و تحت تاثیر اطرافیان بود. او تحت تاثیر توطئه «ابن داوود» قرار گرفت و دستور قتل امام جواد علیه السلام را صادر کرد.


    5- جعفر بن مامون

    او برادر تنی ام فضل بود و در ماجرای شهادت امام نقش مدد کاری داشت. «مسعودی» در کتاب « اثبات الوصیه» بیان می کند: « وقتی ابوجعفر به سوی بغداد حرکت کرد، معتصم و جعفر بن مامون پیوسته در فکر و تلاش برای قتل آن حضرت بودند.جعفر با خواهر خود در این باره صحبت کرده بود. چون از ناراحتی خواهر خود و حسادتش نسبت به امام خبر داشت.» ام فضل هم با کینه ای که از امام داشت آمادگی خود را برای قتل امام اعلام می کند.

     

     منابع:

    1- مائده/38

    2- جن/18

     

     

    موضوعات: سیره پیشوایان, امام جواد علیه السلام
    [یکشنبه 1397-05-21] [ 03:30:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت