اندیشه والا








تیر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو









آمار


  • امروز: 80
  • دیروز: 6
  • 7 روز قبل: 69
  • 1 ماه قبل: 1372
  • کل بازدیدها: 141288



  • احادیث امام حسین





    پس زمینه



     
      نظر دکتر شریعتی در مورد امام علی علیه السلام ...

     هم حکیم بود هم مرد عمل، هم شمشیر زن جنگجو بود هم پارسا بود هم خدا شناس. او رب النوع  عشق بود 

    دکتر علی شریعتی امام علی علیه السلام را به زیبایی توصیف می کند. مردی که در جلوه های متفاوت کامل ظاهر می شود.

    علی را گاه شمشیر زن قهرمان جنگ میبینی یا که یك سیاستمدار پرتلاش حساس در شهر. گاه در کسوت پدر دلسوز ، همسری مهربان و بسیار دقیق و یك انسان زندگی جلوه گر می شود، گاه هم تاریخ روایت می کند تنها  نیمه‌ های شب شب‌،  در نخلستانهای اطراف مدینه دور از چشم همگان  نه كسی بببیند و نه کسی بشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو برده  و آه سر می دهد.!

    علي ، رب النوع  تمام عظمت ها، قداست ها ، زيبايي ها و احساس هاي مطلق است. ازآن گونه مطلق هايي كه بشر همواره دغدغه ديدن و پرستيدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده كه ممكن نيست دركالبد يك انسان تحقق پيدا كند ، و ناچار ، مي ساخته است.

     

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام
    [دوشنبه 1400-11-25] [ 11:20:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      رسانه های دوران و انکار غدیر ...

    فاصله غدیر و آن اجتماع عظیم ، آن تبریک ها و آن خطبه تا رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) تنها 70 روز فاصله بود. در هفتاد و یکم روز همه چی تغییر می کند و آن اتفاق عظیم انگار می گردد. اتفاقی شاهدش حداقل ثبت شده 10 هزار نفر بود. آن هم در حضور صاحبه هایی مانند عمر بن خطاب ، عایشه همسر پیامبر(صلی الله علیه و اله)، عثمان بن عفان خلیفه سوم، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، زبیر ، جابر بن عبدالله انصاری، عباس بن عبدالمطلب، ابوهریره که ماجرا را بدون واسطه نقل کرده اند.  عامل این انکار و سانسور چه بود؟؟؟؟؟؟

    نمونه ای از علت این سانسور خبری را از زبان عالم اهل سنت در این کلیپ ببینیم

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام, عید غدیر
    [شنبه 1399-05-18] [ 12:39:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ریشه های عدم پذیرش ولایت علی علیه السلام توسط خواص ...

     

    آیا جامعه ای که خواص آن اینگونه هستند، می تواند پذیرای غدیر  و لایت باشد؟؟؟

    هرگاه خواص جامعه جزء  کسانی باشند که به صراحت با احکام االهی و دستورات رسول او در زمان حیات نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) مخالفت کنند چگونه می توانند بعد از حیات او پایند باشند آن هم در خلافت، که آنها آن را مسند قدرت می دانند نه مقام الهی

    نمونه ای از تخلف از دستورات رسول اکرم صلی الله علیه  و آله در آستانه غدیر خم این بود که:

    1- تحریم سنت جاهلی در حج :

    رسم عرب این بود تا هر زمانی که در مکه باشند حتی اگر ماهها قبل از حج باشند احرام می بنند و در 8 ذی الحجه به صحرای عرفات و بعد از آن  به مشعرو  منی میروند و همچنان در حال احرام  باقی می مانند.

    پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله- بعد از ورود به مکه در 4 ذی الحجه این حکم رو لغو کرد و دستور داد حجاجی که قربانی ندارند بعد از طواف و سعی و تقصیر از احرام خارج شوند و تمام محرمات احرام بر آنها حلال است حتی همبستری با زنان خود.اینجا بود که صحابه و خواص به مخالفت با پیامبر- صلی الله علیه و آله-  برخاستند و با عباراتی زننده اعتراض خود را نشان دادند عبارت و حرکاتی  که تاریخ نیز از نقل آنها باید شرمسار باشد.

    تمام این عبارات در روایات کتب اهل سنت از جمله صحیح بخاری نقل شده است.(1)

    زشتی این عبارات و برخورد آنها به حدی بود که عایشه آنها را نفرین کرد. و در صحیح مسلم این مطلب را این طور نقل می کند:

    عن عایشه آنها قالت: قدم رسول الله لاربع مضین من ذی الحجه او خمس فدخل علیّ و هو غضبان فقلت من اغضبک یا رسول الله  ادخله الله النار قال او ما شعرتِ انی امرت الناس بامرٍ فاذا هم یترددون….(2) 

    آیا کسانی که عبارات  این عبارات زننده را در خصوص حکمی در یک عبادات در پاسخ پیامبر -صلی الله علیه و آله- دادند می توانند غدیر و خلافت امیر مومنین- علیه السلام-  را بپدیزند.

     

    2- اهانت عایشه :

    در مسیر غدیر و چند روز قبل از غدیر خم  رفتاری از همسر حضرت رسول - صلی الله علیه و آله-برای یک مسله ساده سر می زند که نشان از عدم فرمانبری او از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - است.

    در مسند ابو یعلی که از کتب معتبر اهل سنت و مورد پذیرش وهابیت آمده: عایشه می گوید: شتر من ، شتری رهوار با بار سبک بود در حالی که شتر صفیه- همسر دیگر -پیامبر- صلی الله علیه و آله - شتری تنبل با باری سنگین.پیامبر دستور داد بار شتر ها را جابه کنند. تا سرعت حرکت کاروان بیشتر شود. من کفتم پناه بر خدا!ببینید این زن یهودی چطور بر پیامبر- صلی الله علیه و آله - مسلط شده . پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: ای عایشه فقط بخاطر سنگینی بار شتر صفیه بارها را جابه جا کردم تا حرکت کاروان سریعتر شود. عایشه می گوید : به پیامبر - صلی الله علیه و آله -گفتم : تو فکر می کنی پیامبر خدایی: پیامبر - صلی الله علیه و آله - لبخند زد و فرمود: آیا تو شک داری؟ گفتم اگر چنین است چرا عدالت رعایت نکردی؟ پدرم وقتی سخنانم را با پیامبر - صلی الله علیه و آله - شنید با عصبانیت آمد و سیلی محکمی به صورتم زد. پیامبر - صلی الله علیه و آله - به ابو بکر فرمود : آرام باش! پدرم گفت : مگر نشنیدید چه گفت؟ پیامبر- صلی الله علیه و آله - فرمود: هنگامی که زنان به یکدیگر حسادت می ورزند هیچ متوجه  نمی شوند.(3)

     

    3- اما اهانتی دیگر از عایشه:

    مخالفت دیگر از عایشه در کتب اهل سنت نقل شده  و اهانت به پیامبر - صلی الله علیه و آله -بود.

    خوله، دختر حکیم زنی بود که بدون مهر خود را به پیامبر - صلی الله علیه و آله -بخشید. عایشه گفت: آیا زن ها حیا نمی کنند که خودشان را به مردی می بخشند؟ در این زمان آیه « ترجی من تشاءُ منهنَّ و تووی الیک من تشاء… از زنان خود هر که را می خواهی به نوبت موخر دار و هر که را خواهی با خود نگه دار…» در این زمان بود که عایشه گفت: می بینم که خدایت هوایت را دارد.(4)

    دقت کنید به اهانت ها: اول اینکه پیامبر - صلی الله علیه و آله -را در ردیف بقیه مردها قرار داده و اینکه کارهای پیامبر- صلی الله علیه و آله - از روی امیال شخصی است و سوم اهانت و اتهامی که به خدا وارد کرده است.

    وقتی همسر پیامبر - صلی الله علیه و آله - در این موارد جزیی نتواند رفتار و دستور رسول خدا - صلی الله علیه و آله -را تحمل کند آیا می تواند در زمینه خلافت نظر پیامبر - صلی الله علیه و آله -وقتی بر خلاف نظر اون هست تحمل کند؟؟؟؟؟؟؟؟

    نمونه دیگری از مخالفت های خواص به فرمانهای پیامبر- صلی الله علیه و آله - این است که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده است که:

    ابو وائل می گوید: در صفین بودیک که سهیل بن حنیف برخاست و گفت : ای مردم !مواظب خودتان باشید، ما در حدیبیه با پیامبر بودیم و اگر بنا بود بجنگیم می جنگیدیم؛ تا اینکه عمر بن خطاب نزد پیامبر - صلی الله علیه و آله -آمد و گفت ای رسول خدا مگر نه این است که ما حقیم و آنان باطل؟ پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمود: آری. عمر گفت مگر نه اینکه کشته های ما بهشتی و کشته های آنان جهنمی پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمورد : آری عمر گفت پس چرا با ذلت باز گردیم و نباید خدا بین ما و آنها حکم کند؟ پیامبر - صلی الله علیه و آله -فرمود: مردک!این که با تو سخن می گوید پیامبر خداست و بر خلاف فرمان پروردگار کاری انجام نمی دهد.(5)

     

    نمونه های متعددی از سرپیچی خواص از دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات و در آستانه رحلت ایشان در کتب معتبر شیعه و اهل تسنن نقل شده که که در این مجمل نمی گنجد….

     

    منابع:

    1- صحیح بخاری،ج 1- ص368- کتاب ابواب تقصیر الصلاه و صحیح مسلم ج 2 ص 567- کتاب الحج باب 33

    2- صحیح مسلم،ج2-ص879-باب بیان وجوب الاحرام 

    3- منبع: مسند ابی یعلی، ج8 ص129 انتشارات: دار المامون للتراث- دمشق

    4- منبع: صحیح بخاری، ج5، 1966 کتاب70- کتاب النکاح باب 30 بیروت 1407

    5- صحیح بخاری،ج3 ص3011 کتاب62- کتاب ابواب الجزیه و کتاب الجهاد و  صحیح مسلم، ج3 ص 1787 باب 34(باب صلح حدیبیه) انتشارات دار احیا تراث العربی –بیروت

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام, عید غدیر
    [سه شنبه 1399-05-14] [ 02:47:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ماجرای طلبه فقیر و بیت شعر ناقص ...

    «به ذره گر نظر لطف، بوتراب کند»

    «به آسمان رود و کار افتاب کند»

    عالمی فاضل به نام «سید جعفر مزارعی» نقل می کند: که روزی طلبه ای از طلاب  حوزه  نجف در معيشت خود، در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود .با همان فشار روحی ، روزى وارد حرم می شود و با شکایت روبه ضریح امیر المومنین علیه السلام  می گوید : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را  در حرم خود گذارده اید ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟

    شب، اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند؛ حضرت به او مى فرمايد : «اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اينجا همين نان و ماست و فيجيل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى بايد به هندوستان در شهر حيدرآباد  به خانه فلان كس مراجعه كنى ، وقتی در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو :به آسمان رود و كار آفتاب كند .»

     بعد از اين خواب ، دوباره به حرم مطهّر می رود و می گوید: «زندگى من اينجا پريشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهيد !!»

    اما، برای بار دوم حضرت را در خواب مى بيند كه مى فرمايد : «سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با اين اوضاع مى توانى استقامت کنی، بمان  وگرنه بايد به هندوستان به همان شهر برو و خانه فلان راجه را سراغ بگير و به او بگو :به آسمان رود و كار آفتاب كند.»

     صبح که می شود ، طلبه،كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته را می فروشد ؛اهل خير هم با او کمک مى كنند تا اینکه به هندوستان می رسد و در شهر حيدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گيرد. مردم از اين كه طلبه اى فقير با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند .وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بيند شخصى از پله هاى عمارت به زير آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گويد :«به آسمان رود و كار آفتاب كند.»

    راجه با شندین این عبارت ، پيش خدمت هايش را صدا مى زند و مى گويد : اين طلبه را به داخل عمارت راهنمايى كنيد و پس از پذيرايى او را به حمام ببريد، با لباس هاى فاخر و گران قيمت بپوشانيد .

     طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذيرايى مى شود .فردای آن روز، افراد صاحب منصب  شهر  وارد شدند و هر كدام  در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند.

     طلبه با دین این منظره از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسيد : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است .

     راجه وارد شد و همه به احترامش از جاى برخاستند. راجه رو  به اهل مجلس كرد و گفت :« آقايان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثيه به اين طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانيد كه  من تنها دو دختر دارم ، يكى از آنها را كه از ديگرى زيباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دين ، هم اكنون صيغه عقد را جارى كنيد .»

     صيغه که جارى شد طلبه در  حيرت مانده  ، پرسيد :  «داستان چيست ؟ »راجه گفت : «من چند سال قبل قصد كردم در مدح اميرالمؤمنين (عليه السلام) شعرى بگويم ، يك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع ديگر را بگويم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ايران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پيش خود گفتم حتماً شعر من، مورد نظر اميرالمؤمنين (عليه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پيدا شود و مصراع دوم اين شعر را به صورتى مطلوب بگويد ، نصف دارايى ام را به او ببخشم و دختر زيباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمديد و مصراع دوم را گفتيد ، ديدم از هر جهت اين مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. » طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ راجه گفت : من گفته بودم : «به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند» طلبه گفت : مصراع دوم از من نيست ، بلكه لطف خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) است . راجه سجده شكر كرد و خواند : «به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند * به آسمان رود و كار آفتاب كند

     

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام
    [دوشنبه 1398-05-28] [ 10:57:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ولایت امام علی علیه السلام از دیدگاه اهل سنت ...

    حدیث «طیر» و برتری امیر المومنین علی علیه السلام بر دو خلیفه اول


    یکی از روایات هایی که بر برتری مطلق امیر المومنین علی علیه السلام بر دو خلیفه اول دلالت می کند، حدیثی است معروف به حدیث الطیر .گروهی از  علمای اهل سنت که با اعتراف به این مسله  این روایت را نقل کردند.

    از جمله علمایی که به سند صحیح این روایت را نقل کرده «حاکم نیشابوری» است.
    او در کتاب« المستدرک علی الصحیحین» در جلد سوم صفحه 141 روایت را اینطور نقل می کند:
    عن یحیی بن سعید، عن انس بن مالک قال: کنت اخدم رسول الله صلی الله علیه و آله ، فقدم لرسول الله صلی الله علیه و آله فرخ مشوی، فقال: « اللهم ائتنی باحب خلقک الیه یأکل معی من هذا الطیر» قال : قلت: اللهم اجعله رجلا من الانصار، فجاء علی رضی الله عنه، فقلت: إن رسول الله صلی الله علیه و آله علی حاجه، ثم جاء، فقلت: أن رسول الله صلی الله علیه و آله علی حاجه،ثم جاء، فقلت: أن رسول الله صلی الله علیه و آله علی حاجه، فقال رسوال الله صلی الله علیه و آله «افتح»، فدخل، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله « ما حبسک یا علی» فقال : إن هذه آخر ثلاث کرات یردنی أنس یزعم إنک علی حاجه، فقال: « ما حملک علی ما صنعت؟؟» فقلت یا رسول الله سمعت دعاءک ،فأحببت أن یکون رجلا من قومی، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله : « ان الرجل قد یحب قومه»


    انس بن مالک، خادم پیامبر صلی الله علیه و آله گوید: محضر پیامبر صلی الله علیه و آله بودم که کبوتری بریان برای حضرت آوردند. پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن آن ، دست به دعا گشود و عرضه داشت: «بار خدایا، بهترین خلق خود را بفرست تا با من هم غذا گردد.» من گفتم کاش آن شخص یکی از انصار باشد. ناگهان علی (علیه السلام) از راه رسید و اجازه ورود خواست، من گفتم : پیامبر صلی الله علیه و آله به کاری مشغول است. این کار تا سه مرتبه تکرار شد تا این که خود با صدای بلند پیامبر صلی الله علیه و آله را صدا زد و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در را باز کن! آن گاه از علی علیه السلام پرسید چه کسی مانع ورود تو گردید؟ علی علیه السلام عرض کرد: انس سه بار مرا رد کرد. حضرت پرسید : ای انس چه چیز باعث این کار تو شد ؟ گفتم ای رسول خدا من دعای خیر شما را شنیدم و خواستم این توفیق نصیب فردی از قبیله من گردد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: « هرکس به فکر مردی از قوم خویش است.»
    «حاکم نیشابوری» بیان می کند که این روایت را بیش از 30 نفر از «مالک ابن انس» روایت کردند

    «ابن حجر عسقلانی» در «کتاب المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه » جلد 17 صفحه 108 این روایت را با کمی تفاوت در الفاظ نیز از« انس بن مالک »نقل می کند و در روایت بیان می کند که با شنیدن دعای پیامبر صلی الله علیه و آله هر کدام از عایشه و حفصه دعا کردند که خدایا این فرد پدر من باشد.
    و این گونه است که این روایت سند برتری حضرت امیر المومنین نسبت به دو خلیفه اول به اعتراف اهل سنت است .

    منابع: 1- «المستدرک علی الصحیحین» ، حاکم نیشابوری، جلد سوم صفحه 141 

             2- «لمطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه » جلد 17 صفحه 108

    پ.ن: ابن حجر عسقلانی: یکى از علماى بزرگ حديث، فقه ،موّرخ و شاعر اهل سنت است که معروف به «حافظ العصر» و «شيخ الاسلام»  که در دانش و احاطۀ مسلم و بى چون و چراى برحديث و فقه مشهور است.

         

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام
     [ 09:39:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      امام علی علیه السلام از منظر بزرگان اهل سنت( قسمت اول) ...

    «بیهقی» یکی از دانشمندان معروف  «اهل سنّت »از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)  نقل می کند که حضرت فرمود: «من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(علیه السلام) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(علیهم السلام) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر بیندازد.»

    منبع:  به نقل از شیخ طوسی، امالی،ص 416

    «عایشه» همسر پیامبر می گوید: هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حالت احتضار درآمد فرمود: «ادعوا الی حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید» من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت به او نگاه کرد، سپس از او روگرداند و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الی حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان رفتاری را که با ابو بکر داشت با عمر داشت. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیامبر،  علی بن ابی طالب(علیه الله علیه و اله) را می خواهد به خدا سوگند ، جز علی را نمی خواهد. پس رفتند سراغ علی (علیه السلام)، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.»

     منبع: برگرفته از : خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651

    «عمروبن میمون» از «ابن عباس» نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و اله ) به علی(علیه السلام) فرمود: «انت ولی کلّ مؤمنٍ بعدی؛یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی.»

    منبع: المستدرک علی الصحیحین، اثر حاکم نیشابوری ج 3، ص 124

     

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام
    [چهارشنبه 1397-12-29] [ 08:21:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      امام علی علیه السلام از منظر بزرگان اهل سنت( قسمت دوم) ...

    «ابوبرزه» نقل می کند که:  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)در حالی که ما نشسته بودیم فرمود: روز قیامت از چهار چیز پرسش می شود قبل از آن که کسی قدم از قدم بر دارد: 1- از عُمر که کجا فانی نموده 2- از بدنش که کجا کهنه   کرده 3- و از مالش که از کجا آمده و کجا مصرف شده است 4- و عن حبّنا اهل البیت؛ و از دوستی ما اهل بیت پرسش می شود. عمر به پیامبر گفت: ؟ نشانه محبّت به شما بعد از شما چیست؟ راوی نقل می کند : پیامبر دست خود را بر سر علی - در حالی که در کنارش نشسته بود - قرار داد و فرمود: براستی محبّت به من بعد از (مرگ) من محبّت به این (علی) است.

      منبع: برگرفته از ، المناقب خوارزمی، ص 323

    همچنین «خوارزمی» در همان کتاب «مناقب» خود ذکر می کند: که بزرگانی از اهل سنت  همچون «ابن حجر» ، «خطیب بغدادی»، «سیوطی» ، «گنجی شافعی»، «ابن عساکر» ، «شیخ سلیمان قندوزی» و… از «ابن عباس» نقل کرده اند که گفت: «نزلت فی علی ثلاث مأئة آیه؛ سیصد آیه در شأن علی(ع) نازل شده است.»

    منبع: بر گرفته از المناقب، ص 267، ح 249

    موضوعات: سیره پیشوایان, امیر المومنین علیه السلام
     [ 03:19:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت